تجارتگر7

"روز سیاه" تهران ؛ چه مردمانی شده ایم ما؟!
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳
 
نامگذاری "پنج شنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد هفته گذتشه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد. واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!
عصرایران - پنجشنبه گذشته ، برای تهران یک روز سیاه بود و  میدان کاج سعادت آباد هم مرکز این سیاهی؛ جایی که یک جوان چاقو خورده ، 45 دقیقه نقش بر زمین بود و از مردمی که اطرافش جمع شده بودند ، التماس می کرد که به دادش برسند اما "مردم فهیم و با فرهنگ" ما ، تنها تماشاچی مرگ یک همنوع خود بودند تا شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند" در میان وارثان سعدی ، عینیت یابد!

ماجرا از این قرار بوده که دو نفر در این میدان درگیر می شوند و یکی به ضرب چاقو ، دیگری را نقش بر زمین می کند و مانع آن می شود که دیگران به داد قربانی برسند.
فیلمی که از این حادثه خونبار در اینترنت منتشر شده ، نشان می دهد که افراد پرشماری پیرامون قاتل و مقتول گرد آمده و با خونسردی مشغول تماشای ماجرا و گوش دادن به سخنان قاتل بودند که در مذمت قربانی سخن می گفت و هر از گاهی نیز لگدی بر پیکر خونین و نیمه جان او می زد!

انبوده جمعیت نیز به جای آن که به کمک یکدیگر ، جوان قربانی را از مهلکه دور کنند و به آمبولانس اورژانس برسانند ، ترجیح می دادند با موبایل های خود از صحنه فیلمبرداری کنند ، با یکدیگر حرف بزنند و حتی بخندند و البته گاهی نیز از سر دلسوزی به جوان غرقه در خون بگویند: اصلاً تکان نخور ، برایت خوب نیست!

نامگذاری" پنجشنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد روز پنجشنبه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد.
واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!

اگر مرگ آن جوان ، مصیبتی برای بازماندگانش هست - که قاعدتاً هست - رفتار شرم آور هموطنان ما که فقط تماشا کردند و هیچ نکردند ، مصیبتی برای همه ماست و هشداری است تا بلکه به خود آییم و از خود بپرسیم که واقعاً داریم به کدام سمت و سو می رویم؟

نکته قابل توجه اینجاست که به دلیل آن که این اتفاق در منظر عمومی رخ داده بود ، کمک کنندگان اساساً به دردسر متهم شدن دچار نمی شدند ولی افسوس که غیرت و انسان دوستی ، کمتر از آنی شده که تا قبل از این حادثه تصورش را می کردیم و چه جای ترسناکی شده است شهر برای زیستن!
اگر این اتفاق در یک کشور غربی رخ می داد ، همین صدا و سیمای ما ، بارها فیلم آن را پخش می کرد که ایها الناس ببینید که  غرب ، چقدر از اساسات و عواطف انسانی خالی شده است ، اما اینجا ، جز سکوت و لاپوشانی ، کار دیگری نباید!

اما سیاهی روز پنجشنبه ، ابعاد دیگری هم دارد ؛ دقت کنید که قتل در شهر تهران و نه در بیابان های اطراف ، آن هم در بالای شهر رخ داده ؛ جایی که لابد پلیس باید حضور می داشت یا دستکم بلافاصله بعد از حادثه باید خود را بدانجا می رساند ، با این حال آن طور که روایت شده ، حضور دیرهنگام پلیس و بعد از حضور نیز عدم اقدام جدی  برای دستگیری قاتل  و نجات فرد قربانی  ، از عوامل مرگ این جوان بوده است.

این سهل انگاری ، آنقدر آشکار و خجالت بار بوده که حتی فرمانده پلیس تهران بزرگ را نیز به سخن آورده و خبر از برخورد پلیس با دو مأموری داده که با بی کفایتی تمام ، نتوانسته اند از عهده یک نفر برآیند و اجازه داده اند جوان نیمه جان ، آنقدر بر آسفالت خیابان باقی بماند تا جان دهد.

واقعاً آیا مردم حق ندارند بپرسند حضور یا عدم حضور پلیس چه توفیری در این مواقع دارد؟ آیا مأموران پلیس این قدر آموزش ندیده اند که بدانند در این قبیل موارد ، می توانند غیر از تماشا کردن و منفعل بودن ، کاری هم کرد؟!
راستی ، رئیس پلیس منطقه ، بعد از این افتضاح ، چه می کند ؟ آیا استعفا خواهد کرد و از مردم عذر خواهد خواست یا آن که انگار نه انگار؟!

اورژانس نیز باید توضیح دهد که چه زمانی به صحنه رسید ؟ آیا همانگونه که پیشتر گفته اند زمان رسیدن اورژانس در تهران ، 15 دقیقه است ، در این صحنه نیز 15 دقیقه ای خود را به صحنه رسانده اند یا این 15 دقیقه ها شعارهایی بیش نیستند؟ و این پرسش وقتی دردناک تر می شود که بدانیم پزشکان بیمارستانی که سرانجام قربانی را بدان رسانده اند ، گفته اند که اگر حتی 10 دقیقه زودتر می رساندند ، قطعاً زنده می ماند.

پنج شنبه ای که گذشت را چرا نباید " پنج شنبه سیاه" بنامیم، وقتی ثابت شد عاطفه ها و مسوولیت های انسانی و نوع دوستی ها در جامعه ما ، بسیار پیشتر از آن جوان ، کشته شده اند و ماموران پلیس هم(نه همه شان) ، آن گونه که باید و شاید حافظ جان شهروندان نیستند که اگر بودند ، از عهده یک مجرم آماتور بر می آمدند و نمی گذاشتند جوان مردم در روز روشن در وسط شهر ، آن قدر بر روی زمین بماند و خونریزی کند که بمیرد و راهی گورستان شود.

ای کاش بتوانیم ، بار دیگر همان ایرانیانی باشیم که حتی رفتن خار بر پای دیگری را برنمی تابند چه رسد به آن که یک نفر در مقابل چشمانشان بمیرد و آنها فقط تماشاگر باشند.
به اصالت مان برگردیم!
 
***
بخشی از فیلم مربوط به حادثه


 


 
comment نظرات ()

 
و خدا خر را آفرید
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩
 

خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.


خر به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است. پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد

خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.

سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...


خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.

میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.

و
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.

و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...

و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!

و
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد

و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!


 
comment نظرات ()

 
چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟...
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
 

 


چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟...
 

 

 

 
 

 

خبرگزاری فارس: چهارشنبه ‌آخر سال که می‌شود، صدای بمب و ترقه از هر سو به گوش می‌رسد، گروهی بی خیال از روی آتش می‌پرند، گروهی از درد سوختگی و شکستگی فریاد می‌کشند و کسانی در غم از دست دادن عزیزی، شب را با گریه به صبح می‌رسانند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، چهارشنبه آخر سال نزدیک است، سه‌شنبه 25 اسفند امسال درست در سالروز بمباران شیمیایی حلبچه در سال 66 که البته همزمان با روز بزرگداشت پروین اعتصامی شاعر نامی معاصر است، همان که می‌گفت: "علامت خطر است این قبای خون آلود- هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است. " 
چهارشنبه آخر سال امسال هم مثل هر سال خطرهایی در پیش است، اورژانس، آتش نشانی، نیروی انتظامی، هلال احمر، شهرداری آماده باش خواهند بود تا شاید قدری از میزان و شدت حوادث بکاهند. حوادثی ساخته دست خودمان و قابل پیش بینی و البته پیشگیری. 
کافی است بیاموزیم که می‌توان بدون هیاهو و انفجارهای مهیب هم شادی کرد و جان خود و اطرافیان را به خطر نینداخت. 
گر چه غلامرضا معصومی، رئیس اورژانس کشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس، خبرهای خوشی داده است و گفته است که مسئولان نیروی انتظامی به او اطمینان داده‌اند که پلیس امسال 100 درصد مواد محترقه را جمع‌آوری کرده است و اظهار امیدواری کرده که امسال چهارشنبه آخر سال امن و سالمی داشته باشیم و حتی شاید حوادث ناگوار چهارشنبه سوری امسال به صفر برسد.اما چهارشنبه آخر سال است و آتش در کمین است. 
ادامه دارد...


همین چهارشنبه سوری پارسال بود که به گزارش مسئولان وزارت بهداشت 306 نفر حادثه دیدند و راهی بیمارستان شدند که البته 55 درصد نسبت به چهارشنبه آخر سال 87 کمتر بود و البته حداقل یک نفر در همین شب بر اثر حادثه بازی با آتش جان خود را از دست داد. 
با این حال چنین روزی بود که شنیدیم، "بر اثر آتش‌بازی یک باب نانوایی در خیابان 17 شهریور آتش گرفت "، "سازمان آتش نشانی اعلام کرد: بر اثر آتش بازی 20 نقطه تهران آتش گرفت. "، " رئیس اورژانس تهران گفت: بازی با ترقه در تهران 12 نفر را دچار سوختگی در ناحیه صورت و دست و پا و راهی بیمارستان کرد. "، "دست2 نفر بر اثر انفجار مواد محترقه قطع شد، این دو نوجوان 15 ساله در نارمک و خانی آباد تهران به علت انفجار مواد محترقه دست راست خود را از دست دادند. همچنین بر اثر انفجار نارنجک دست‌ساز در میدان رسالت پیرمرد 55 ساله‌ای دچار لکنت زبان شد "، " رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری اعلام کرد: امسال رکورد پذیرش مصدومان در چهارشنبه آخر سال شکسته شد که البته بیشتر آنان سرپایی درمان شدند. " 
خبرگزاری فارس گزارش داد، در بین پذیرش شدگان بیمارستان مطهری، 4 نفر به علت سوختگی در ناحیه دست، پا و صورت به بیمارستان حضرت فاطمه زهرا (س) و یک نفر به علت شدت آسیب‌دیدگی چشمی به بیمارستان حضرت رسول(ص) ارجاع داده شدند و بقیه این مصدومان به صورت سرپایی درمان شدند. 
فردای چهارشنبه آخر سال 87 بود که محمدرضا منتظر خراسانی، رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی فارس، افزود: آمار نهایی وزارت بهداشت نشان می‌دهد، حوادث چهارشنبه سوری امسال در مجموع 306 مصدوم در سراسر کشور داشت که بیشترین میزان آن در قطب تهران و کمترین میزان آن در قطب آذربایجان شرقی گزارش شده است.
وی اضافه کرد: ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت، کشور را به 8 قطب مختلف تقسیم کرده است، که در این میان قطب تهران که مدیریت بحران استان‌های قم و قزوین را نیز به عهده دارد با 146 مصدوم بیشترین میزان آسیب دیدگان را به خود اختصاص داد. 
وی گفت: بعد از تهران بیشترین میزان مصدومان به ترتیب از قطب‌های کرمانشاه، فارس، خراسان رضوی و اصفهان گزارش شده است و کمترین میزان آن مربوط به منطقه آذربایجان شرقی است که با تحت پوشش داشتن استان‌های آذربایجان غربی و اردبیل 13 مصدوم را در چهارشنبه آخر سال داشتند. 
رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت اضافه کرد: از مجموع 146مصدوم در قطب تهران، 109 نفر در شهر تهران بودند. 
منتظر خراسانی افزود: چهارشنبه سوری سال 86 حدود 761 مصدوم در سراسر کشور داشتیم که بیش از نیمی از آنان در منطقه قطب تهران بودند و امسال نیز تقریباً همین نسبت حفظ شده است. 
وی گفت: در آمار اورژانس کشور هیچ مورد فوتی در حوادث چهارشنبه سوری ثبت نمی‌شود اما بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی یک مورد فوتی چهارشنبه سوری امسال در یکی از بیمارستان‌های تهران تائید شده است. 
وی اضافه کرد: بیشترین میزان آسیب در حوادث چهارشنبه سوری آسیب در ناحیه دست، پا، چشم و صورت بوده است. 
رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت (EOC) گفت: علت کاهش تعداد موارد مصدومیت در چهارشنبه سوری امسال فرهنگ سازی و آموزش مردم و به خصوص جمع‌آوری وسایل خطرناک آتش بازی و توزیع وسایل کم خطر و استاندارد در بین مردم بود که توسط خانواده‌ها استفاده می‌شد و خطری نداشت. 
وی گفته بود: امسال( سال 87) در سراسر کشور وسایل ترقه و آتش بازی استاندارد و با قیمت مناسب در اختیار مردم بود و شهروندان نیازی نداشتند تا وسایل آتش بازی را به صورت دست ساز در خانه بسازند و همین امر موجب کاهش چشمگیر تعداد موارد مصدومیت در چهارشنبه سوری امسال بود. 
وی اضافه کرد: سال 86 اورژانس کشور در مجموع در شب چهارشنبه آخر سال 761 مورد مأموریت انجام داد. از این تعداد 503 مصدوم در محل و به صورت سرپایی درمان شدند و 258مصدوم دیگر به بیمارستان منتقل شدند. 
وی گفت: 635 نفر از مصدومان چهارشنبه سوری سال 86 مرد و 126 نفر زن بودند، بیشترین ناحیه آسیب نیز به ترتیب دست با 28درصد موارد، سوختگی پا با 20 درصد، چشم با 14درصد و سوختگی صورت با 11درصد موارد بوده است. 
کامران باقری لنکرانی، که چهارشنبه آخر سال گذشته مسئولیت وزارت متولی سلامت کشور را در دست داشت، در این شب به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران رفت و پس از ارائه آماری که تا لحظه ورود وی گزارش شده بود، گفت: در حال حاضر تیم‌های جراحی و پیوند در تمام مراکز سوانح و سوختگی سطح کشور در حال آماده‌باش کامل هستند و امیدواریم این میزان آسیب و مصدومیت امسال نسبت به سال گذشته کاهش یابد. 
باقری لنکرانی با اشاره به کاهش تعداد مصدومان چهارشنبه‌سوری در طی سالهای اخیر افزود: آموزش عمومی، تلاش رسانه ملی و همچنین همکاری نیروهای انتظامی در این کاهش نقش زیادی داشته است. 
وی با اشاره به کمبود تخت‌های سوختگی در سطح کشور تصریح کرد: در حال حاضر تخت‌های سوختگی در کشور رشد 50 درصدی پیدا کرده ولی باید نگاهمان به خدمات درمان سوختگی تحول بنیادی پیدا کند. 
باقری لنکرانی همچنین خاطرنشان کرد: اورژانس‌های پیش‌بیمارستانی در مناطقی که احتمال بروز مصدومیت‌های زیاد پیش‌بینی می‌شود، مستقر شده‌اند. 
امسال نیز چهارشنبه آخر سال همراه با دلشوره و نگرانی است، آیا امسال هم صدای انفجارهای مهیب از هر سو به گوش خواهد رسید؟ صدایی که می‌تواند، جنین مادری باردار را بیندازد، یا سالمندی را دچار سکته و روانه بخش مراقبت‌های ویژه کند. آیا امسال هم باران ترقه و بمب‌های دست ساز از آسمان شهرمان باریدن خواهد گرفت، انفجارهایی که می‌تواند با قطع دست پرتاب کننده یا کوری چشم رهگذری شود. 
فراموش نکنیم چهارشنبه آخر امسال روز بزرگداشت نامدارترین شاعر زن ایرانی هم هست، همان شاعری که می‌گفت: 

میان آتشم و هیچ‌گه نمی‌سوزم 
هماره بر سرم از جور آسمان شرری است 

علامت خطر است این قبای خون آلود 
هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است 

خوش است اگر گل امروز، خوش بود فردا 
ولی میان ز شب تا سحرگهان اگری است

 

 

مستند زنان فوتبالیست در ایران

نرم افزار کسب درآمد

 


 
comment نظرات ()

 
مستند زنان فوتبالیست در ایران
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۳
 

 

 


 

مستند زنان فوتبالیست در ایران

مستند زنان فوتبالیست در ایران

مستند جذاب و بسیار دیدنی فوتبال بازیکنان دختر ایرانی

+

کتاب آموزش تاکتیک ها و تکنیک های فوتسال



برای اولین بار مسابقات زنان فوتبالیست در ایران را ببینید

مستند فوق العاده جالب و دیدنی از دخترای فوتبالیست

وقتی فوتبالیست های ایران با آلمان مسابقه می دهند

ببینید با چه وضعی فوتبال بازی می کنند !!!

علی دایی فوتبال زنان را از نزدیک می بیند

دختر ها در استادیوم

این همه شور و هیجان در بین خانوم ها بسیار جالب و دیدنی است

لحظه به لحظه از تمرینات تا داخل رختکن تیم ملی فوتبال زنان ایران

مشکلات بازی فوتبال با پوشش اسلامی را از زبان برو بچهای تیم ملی بشنوید

مقایسه فوتبال زنان در ایرانی با کشور های اروپای

بوقی های زن در استادیوم دیدن دارد..!!!



شماره ثبت:
4951

ISBN : 978-600-5096-31-6

1 کتاب + 1 سی دی

قیمت : 8000 تومان



اولین و بهترین مجموعه در مورد فوتسال مدرن

ضربات ایستگاهی در فوتسال

برای اولین بار در این مستند میتوانید شاهد

حضور بانوان و دخترها در ورزشگاه ها باشید

شماره ثبت:
4951

ISBN : 978-600-5096-31-6

مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها

وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی)



فوتسال مدرن

در فوتسال حرفه ای شوید

شما هم از اولین کسانی باشید که مسابقات

و تمرینات بازیکنان زن را در ایران می بینند!!!

برنده بازی ایران و المان به نظر شما کیست؟؟؟

وقتی دختران ایرانی به تماشای فوتبال میروند ...!!!

لیدر تماشاچی ها را ببینید ؟؟!!!

دختری که تمریناتش را با مادرش انجام می دهد....

تمرینات دختران فوتبالیست در کجا انجام میشود؟؟؟؟

شماره ثبت:
4951

ISBN : 978-600-5096-31-6

مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها

وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی)



بهترین صحنه های گل از بهترین بازیکن های اروپا و آسیا

آگاهی های تاکتیکی در فوتبال را بشناسید

اصول دفاع در فوتسال

این همه شور و هیجان در بین خانوم ها بسیار جالب و دیدنی است

لحظه به لحظه از تمرینات تا داخل رختکن تیم ملی فوتبال زنان ایران

مشکلات بازی فوتبال با پوشش اسلامی را از زبان برو بچهای تیم ملی بشنوید

مقایسه فوتبال زنان در ایرانی با کشور های اروپای

بوقی های زن در استادیوم دیدن دارد..!!!

شماره ثبت:
4951

ISBN : 978-600-5096-31-6

مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها

وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی)



بهترین صحنه های گل از بهترین بازیکن های اروپا و آسیا

آگاهی های تاکتیکی در فوتبال را بشناسید

اصول دفاع در فوتسال

این همه شور و هیجان در بین خانوم ها بسیار جالب و دیدنی است

لحظه به لحظه از تمرینات تا داخل رختکن تیم ملی فوتبال زنان ایران

مشکلات بازی فوتبال با پوشش اسلامی را از زبان برو بچهای تیم ملی بشنوید

مقایسه فوتبال زنان در ایرانی با کشور های اروپای

بوقی های زن در استادیوم دیدن دارد..!!!

شماره ثبت:
4951

ISBN : 978-600-5096-31-6

مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها

وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی)


مستند زنان فوتبالیست در ایران



 
comment نظرات ()

 
از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٦
 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
جبران بی مهری با لوس کردن
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٦
 

جبران بی مهری با لوس کردن

لوس

چه کسی نمی خواهد کودک نوپای خود را که پیوسته گریه می کند و جیغ می کشد ، با یک آبنبات ساکت کند؟! وقتی سرتان شلوغ است یا استرس دارید و در حال خرید از فروشگاه محله تان هستید، خریدن یک اسباب بازی برای کودک تان که پیوسته گریه می کند و توجه همه را به شما جلب کرده ، وسوسه انگیز به نظر می رسد. شاید گاهی اوقات اجازه دهید کودک تان به جای شام متداول، نان و شکلات بخورد و شما هم در محیطی آرام غذای خود را صرف کنید. اگر کودک شما پیوسته می گوید «من این را می خواهم»، شما او را به گونه ای تربیت کرده اید که بدون شک در بزرگسالی دچار مشکل می شود.

وقتی به کودک خود می آموزید چگونه با مشکلات و ناامیدی های ناشی از « نه» شنیدن کنار بیاید ، در آینده هم قادر به حل مشکلات و ناامیدی های بزرگ و کوچک زندگی خود خواهد بود.

بدانید مشکل از کجا شروع شده است

هر قدر هم که این جمله ناراحت کننده باشد ، مقصر اصلی در لوس شدن کودکان، والدین هستند. والدین اغلب برای جبران آنچه خود در کودکی نداشتن یا انجام نداده اند ، برای این که خود را مطمئن سازند که حتما کودکان شان دوستشان دارند یا برای خلاصی از عذاب وجدان درباره برخی کوتاهی ها یا خطاهایی که در حق فرزندان شان کرده اند ، آنها را لوس می کنند. برای مثال اگر پدر یا مادر از خانواده پرجمعیتی باشند که در کودکی همیشه لباس های خواهر یا برادر بزرگ تر خود را می پوشیدند ، در بزرگسالی اگر استطاعت مالی داشته باشند ، سعی می کنند همیشه بهترین لباس ها را برای فرزندان شان بخرند و در خرید افراط می کنند به طوری که کودک اصلا مفهوم لباس نو یا لباس عید را نمی فهمد چون خرید لباس یک امر عادی برای او به حساب می آید.

البته گاهی اوقات، تهیه فوری هر آنچه فرزندان می خواهند ، به نوعی نمایش مادران برای نشان دادن توانایی مالی شان به دیگران یا گفتن این جمله که چه مادر خوبی هستند هم هست. خود شما چند بار شکایت مادرانی را شنیده اید که از تعداد زیاد عروسک ها، ماشین ها و... کودکان شان صحبت می کنند و در عین حال سعی در نشان دادن میزان توانایی مالی خود دارند؟! سعی کنید دریابید دلیل اصلی لوس کردن کودکان تان چیست. از خود بپرسید: آیا خسته هستید؟ آیا پیش از حد تحت فشار و استرس قرار دارید؟ سعی کنید یک راه حل مناسب و سریع برای رفع مشکل خود پیدا کنید. آیا از این که وقت زیادی را با فرزندان تان نمی گذرانید احساس گناه می کنید؟ هر گاه متوجه شدید چه عاملی باعث تمایل شما به لوس کردن فرزندتان می شود ، راحت تر می توانید آن را کنترل و ترک کنید.

پدر و مادر باید در هنگام وضع قوانین با یکدیگر موافق و از قوانین جدید آگاه باشند. چون کودکان در تحریک احساس اطرافیان خصوصا والدین خود تخصص دارند.

قانون وضع کنید

تعلیم و تربیت فرزندان مانند یک سرازیری لغزنده است. در ابتدا به فرزندتان می گویید اگر این کار خوب را انجام دهی، برایت جایزه می خرم اما کم کم این جمله تبدیل می شود به بیا، این جایزه را بگیر و دیگر این کار زشت را انجام نده!! برای پایان دادن به این الگوی تقاضا، پاداش روی می دهد. برای مثال، شما دریافتید در هنگام صرف شام، فرزندتان آرام پشت میز نمی نشیند مگر آن که به او وعده دسر مورد علاقه اش را بدهید. در مرحله بعد شما باید به دلیل رفتار بد کودک یک قانون درست تنظیم کنید برای مثال محدودیت در تماشای تلویزیون یا بازی با کامپیوتر. البته حتما باید سن و قدرت تحمل کودکان را در نظر بگیرید. پدر و مادر باید در هنگام وضع قوانین با یکدیگر موافق و از قوانین جدید آگاه باشند. چون کودکان در تحریک احساس اطرافیان خصوصا والدین خود تخصص دارند. سپس بنشینید و قوانین را برای فرزندتان شرح دهید.

لوس

بر اعصاب خود مسلط باشید

چند مرتبه اول که شما قانون جدید را به اجرا در می آورید و به کودک «نه» می گویید ، برای شما ، کودک و هر کس که این مکالمه را می شنود ، بسیار عذاب آور است. به زبان دیگر، اجرای قانون در ابتدا، اعصاب خردکن است. پس کمربندهای را محکم ببندید و سعی کنید حتما هر بار با آرامش و بسیار طبیعی به کودک جواب دهید. اگر شما هر روز در تصمیم خود راسخ باشید ، فرزندتان متوجه می شود که این روشی نیست که بتواند به وسیله آن به خواسته هایش برسد، پس دست از تکرار آن بر می دارد.

 

بگذارید کودک آرزوی داشتن چیزی را داشته باشد

کودکی خود را به خاطر آورید ، زمانی که تمام طول هفته برای دیدن برنامه تلویزیونی که شنبه ها پخش می شد ، منتظر می ماندید و طی آن روزها نقاشی های شخصیت کارتونی مورد علاقه تان را می کشیدید و دائم در مورد او حرف می زدید. امروز فرزندانمان با خرید DVD کارتون مورد علاقه شان بدون هیچ هیجانی هر روز کارتونی را که دوست دارند، می بینند.در حالی که امروزه، فرهنگ لذت آنی زندگی را به نوعی راحت کرده است اما هیجان انتظار برای رسیدن به آنچه می خواهیم ، کمرنگ شده است.

وقتی کودک عادت می کند هر آنچه را که می خواهد بلافاصله به دست آورد، دیگر هیچ چیز او را هیجان زده نخواهد کرد

گاهی کودک آنقدر لوس می شود که وقتی به دوران نوجوانی رسید برای رسیدن به هیجان به سمت مواد مخدر الکل و... کشیده می شود. آموزش انتظار به کودک، برای انجام کارهای هیجان انگیز به او تمرکز و توجه را یاد می دهد. 2 مهارت بسیار مهم که به کودک در دستیابی به موفقیت در مدرسه کمک بسزایی می کند. یکی از بهترین روش های آموزش انتظار به کودک شمارش معکوس برای رسیدن به آنچه می خواهد است.

به داستانی که کودک در مورد شاهزاده خانم و موهای بلندش – با تمام جزئیات – تعریف می کند، گوش دهید بدون این که حتی یک بار طی این مدت تلفن همراهتان را جواب دهید.

سرگرمی های غیرمادی ایجاد کنید

اکنون کودک شما بقدری خوب رفتار می کند که وسوسه می شوید او را غرق در میلیون ها هدیه لذت بخش کنید. خوشبختانه کارهای زیادی وجود دارد که شما می توانید بدون در نظر گرفتن خطر لوس شدن کودک، آنها را انجام دهید: روی مبل کنار هم دراز بکشید و شما برای او کتاب بخوانید ، به کودک بگویید دوستش دارید، یک ظرف ذرت بود داده بیاورید و با هم فوتبال تماشا کنید ، به داستانی که کودک در مورد شاهزاده خانم و موهای بلندش – با تمام جزئیات – تعریف می کند، گوش دهید بدون این که حتی یک بار طی این مدت تلفن همراهتان را جواب دهید.

علاوه بر اینها، جوایز هفتگی را که در قبال رفتارهای خوب به کودک قول داده اید فراموش نکنید. اگر کودک شما از همه قوانینی که شما تنظیم کرده اید پیروی کرد ، بستنی جمعه شب ها فراموش نشود. وقتی شما به عمق رابطه فرزند با والدین نگاه می کنید، بسیار ساده است: کودک برای لحظه ای در کنار و در آغوش پدر و مادر خود بودن، اسباب بازی مورد علاقه اش را کنار می گذارد و این چیزی است که با پول نمی توان خرید.

 

منبع: چهاردیواری - با تغییر

تنظیم برای تبیان :داوودی


 
comment نظرات ()

 
لحظه های موفق در تربیت فرزند
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٤
 

 

 

لحظه های موفق در تربیت فرزند


 تربیت مهمترین مسئولیت پدر و مادر نسبت به فرزند است. آینده ی کودک در گرو رفتار صحیح والدین و نشان دادن عکس العملهای مناسب در موقعیتهای خاص است. در عین حساس بودن تربیت صحیح، با عمل به چند نکته می توان با موفقیت بدان رسید.
 ما به عنوان والدین موفق باید فرزندانمان را به گونه ای ترغیب کنیم که از درون ، احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفسشان تقویت شود و احساس کنند مورد علاقه ی ما هستند. اگر فرزندان توسط ما در چنین شرایطی قرار گیرند دیگر برآورده نشدن نیاز به قدرت یا محبت، آنها را به سمت انحراف نمی کشد. چند روش زیر به کودکان ما کمک می کند که حس بهتری نسبت به خود پیدا کنند و احساس امنیت کنند.

از لحظاتی که باهم هستید استفاده کنید

. اعتماد به نفس کودک شما تحت تأثیر کیفیت اوقاتی است که شما با او صرف می کنید، نه مقدار و زیادی این زمان! در زندگی های بسیار شلوغ این زمانه  اکثر ما در فکر کارهای بعدی یا عقب افتاده و مشغله های روزمره هستیم و در حالیکه فرزندمان با ما صحبت می کند صد درصد حواسمان متوجه او نیست. اکثراً وانمود می کنیم که گوش می دهیم! خیلی اوقات هم  تلاش فرزندان را که سعی می کنند با ما ارتباط برقرار کنند نادیده می گیریم. اگر اوقات مفیدی را هر روزه به کودک اختصاص ندهیم (اوقاتی که فقط متوجه او باشیم) کم کم ناهنجاریهای رفتاری در او بروز خواهد کرد. از نظر کودک ، اگر به او عکس العمل (حتی) منفی نشان دهیم بهتر از آن است که به او بی توجهی کنیم.مهم است که به درستی احساسات کودک را درک کنیم و این گونه مسئله را نبینیم که آیا احساسات او درست هستند یا غلط . وقتی کودک می گوید: "مامان، تو هیچ وقت به من توجه نداری" (در حالی که شما تازه با او بازی کرده اید) او فقط احساسش را بیان کرده. در این موقع بهتر است به احساسش ارزش دهید و بگویید: " بله، احساس می کنم خیلی وقت است که با هم بازی نکرده ایم".
عمل بهتر از حرف است. آمار نشان می دهد که ما هر روز صدها درخواست از فرزندانمان می کنیم. عجیب نیست که آنها گوششان از حرفهای ما پر است! به جای آن که مرتب اظهار گله مندی کنیم، از خود بپرسیم "الان چه رفتار مؤثری می توانم داشته باشم؟".

به کودک کمک کنید که احساس توانمندی کند.

اگر این راه را شما نشانشان ندهید خودشان راه های نامناسبی برای کسب احساس قدرت پیدا می کنند. راه های مناسب عبارتند از: از آنها مشورت بخواهید، به آنها اجازه ی انتخاب بدهید، بگذارید در محاسبه ی حساب و کتابهای مخارج کمکتان کنند، بعضی وقتها پخت و پز یا خرید را به عهده ی آنها بگذارید. یک کودک دو ساله می تواند در شستن ظروف ملامین یا سبزیجات کمک کند یا کفشها را جابجا کند. ما اغلب خودمان همه ی کارها را انجام می دهیم چون برایمان بی دردسرتر است. ولی نتیجه اش آن است که آنها احساس بی اهمیتی می کنند.بگذارید تا نتایج طبیعی کارها را تجربه کند. از خود بپرسید " اگر من در این مورد دخالت نمی کردم چه می شد؟" وقتی ما در هر مسئله ای حتی مواردی که نیازی به ما نیست دخالت می کنیم، کودک را از تجربه کسب کردن و دیدن نتایج طبیعی اعمالش محروم می کنیم. وقتی می گذاریم نتایج کارها به تجربه ی کودک بیفزاید، دیگر با نق زدن و نصیحت زیاد، روابطمان را با او خراب نمی کنیم. مثلاً اگر فرزندتان ناهارش را فراموش می کند، شما آن را یادآوری نمی کنید تا خودش راه درست را پیدا کند و اهمیت به خاطر سپردن را درک کند.

بگذارید با قانون خانه آشنا شود.

بسیاری از مواقع ، رسیدن به نتایج امور آنقدر طولانی است که نمی توان آنها را به سادگی تجربه کرد. در این گونه موارد دریافت "عواقب منطقی" راهکاری مناسب است. در چنین حالتی نتیجه ای که کودک از کار خود می بیند باید با نوع عملکرد او مرتبط باشد. مثلاً اگر او فراموش کرد کتاب داستانش را از منزل دوستانش بیاورد و شما یک هفته به او کم محلی می کنید، این موضوع فقط باعث رنجش خاطرش و به جای ماندن یک خاطره ی تلخ برای او می شود. اما اگر کتابش را برگردانید و به او بدهید و فقط به اندازه ی قیمت کتاب از پول هفتگی اش کم کنید ، با قانونمندی خانه آشنا می شود بدون آنکه کدورتی پیش آید.از برخورد اجتناب کنید. ممکن است فرزندتان شما را در یک موقعیت خاص مثلاً با اظهار خشم یا حرفهای غیر دوستانه بیازماید. در این حالت بهتر است اتاق را ترک کنید یا به او بگویید اگر تکرار کند شما به اتاق دیگری می روید. البته با حالت عصبانیت و خشم خارج از کنترل محل را ترک نکنید.

رفتارها را از کُننده ی آن جدا کنید

. هرگز به کودک نگویید که "تو بدی". زیرا اعتماد به نفسش را خراب می کند. به او بفهمانید که شما از خود او بدتان نمی آید بلکه خیلی هم دوستش دارید، فقط از آن رفتار ناخرسند هستید. او بد نیست بلکه آن رفتار بد است! برای آنکه کودک اعتماد به نفس داشته باشد باید بداند که بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارید. بدون توجه به این که چه می کند، به هر حال دوستش دارید. او را مدام به دریغ کردن عشقتان و اظهار اینکه "دوستت ندارم" تهییج نکنید. هرگاه نسبت به عملکرد خود تردید داشتید از خود بپرسید "آیا قانونمندی و قیود من به اعتماد به نفس کودکم کمک می کند؟".همزمان مهربان و محکم باشید. مثلاً به او بگویید: "تا یک ربع دیگر تو را سوار اتومبیل می کنم و به مدرسه می برم. لباست را می توانی تا آن موقع بپوشی". شما در عین حال که سر وقت به حرفتان عمل می کنید از این که احتمالاً لباسش را نپوشیده عصبانی نشوید. چون این کار را در اتومبیل هم می تواند انجام دهد. همیشه ببینیم که درخواستمان از کودک از روی عشق است یا خشم؟

عاقبت اندیشی مهم است.

اکثر ما می خواهیم خیلی فوری همه ی امور را تحت کنترل درآوریم و دنبال راههایی برای رسیدن به این هدف هستیم. درنتیجه فرزندان احساس می کنند تحت فشار و زور هستند. اما هر قدر نکات بیشتری را از آنها انتظار داریم خودمان هم باید در رفتارمان ملاحظه ی بیشتری داشته باشیم. مثلاً اگر عصبانی شویم و کودک را تنبیه بدنی کنیم او از رفتارمان خواهد آموخت (حتی اگر خلاف آن را به او نصیحت کنیم) که برای به دست آوردن آنچه می خواهد باید متوسل به زور شود.صریح و شفاف صحبت کنید. اگر نظرتان این است که در فروشگاه نباید برایش آبنبات خریده شود این مسئله را با اخم یا بگومگو یا عصبانیت اظهار نکنید. به سادگی آن را با خوشرویی بگویید و به آن نیز عمل کنید. اگر دو پهلو صحبت نکنید و نظرتان را ساده و شفاف بگویید، کودکتان می آموزد که به شما احترام بیشتری بگذارد.
تربیت صحیح امر پیچیده ای نیست ولی عمل به آن همت و دقت می خواهد و همسران برای رسیدن به آن باید توافق و عزم مشترک داشته باشند.

مقالات مفید از سایت تبیان


  • هوشی بهتر از هوش معمولی
  • کم شدن بازی های گروهی، کاهش بازی های بیرون از خانه و حمایت های بی دریغ و غیرصحیح والدین از کودکان را می توان از جمله عوامل مهمی به حساب آورد که سبب فقدان رشد کافی هوش هیجانی کودکان به موازات هوش بهر ایشان می شود.
  • دنیایی پر فایده و پرخطر
  • اینترنت می تواند مکانی گسترده برای کودکان باشد تا بیاموزند، سرگرم شوند، با دوستان مدرسه ای گپ بزنند، و با آسودگی خیال به مکاشفه بپردازند. اما درست همانند دنیای واقعی، وب هم می تواند برای کودکان خطرناک باشد. قبل از اینکه به کودکانتان اجازه دهید که بدون نظا
  • وقتی همسرتان دیگر نیست...
  • مهم‌ترین علت به وجود آمدن خانواده تک سرپرست، طلاق یا مرگ همسر است. طلاق برای حداقل یکی از زوجین انتخابی است، اما در مرگ یکی از همسران هیچ انتخابی وجود ندارد. طلاق، لزوما بچه‌ها را برای ابد از دیدن والدشان محروم نمی‌کند. اما مرگ این امکان را برای همیشه از
  • یکی یکدونگی، شمشیر دولبه
  • چنانچه توهینی به آنها شود، بی‌آنکه قصد و غرضی در کار باشد، این توهین را رفتاری عمدی و به پشتوانه نیتی خاص تفسیر می‌کنند.
  • آنچه به دختران باید آموخت
  • کودکان از سنین پایین، با معنای دختر بودن و پسر بودن در جامعه امروزی آشنا می شوند؛ آنها در متن جامعه، از میان کلیه رفتارهای آشکار و اشاره های نهان، تفاوت های جنسیتی را تجربه می کنند.
  • تربیت از نوع دخترونه و پسرونه
  • برای اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ یا مشکلی روبرو نشوند و بتدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر یا پسر آشنایی یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود.
  • اتهام وارد نیست!
  • به جای این، کودک به بیرون می‌دود، می‌فهمد که هوا سرد است،‌ و بعد به یاد این می‌افتد که کتش کجاست، و سپس می‌رود و کتش را می‌پوشد.
  • آموزش ماساژ کودک
  • ارتباط جسمی بین کودک و یکی از والدینش، احساس عشق و علاقه و ارزشی را در او تقویت می‏کند و این احساس، به رشد عزت نفس و اعتماد به نفس در کودک می‏انجامد.
  • کلید قلب کودکان
  • امام صادق (ع) در سخنی بر اهمیت این مسئله تاکید کرده و می فرماید : « خداوند بنده ای که فرزند خود را بسیار دوست بدارد ، مورد رحمت خویش قرار می دهد .»
  • نترسید،او باید بداند
  • نوازش کودک باید در قالبی صحیح و بدور از تحریک‏های جنسی باشد. لازم است بدانید در حالیکه نوازش مستقیم پوستی در تمام نقاط بدن کودک، پس از تولد می‏تواند به رشد احساسی و مغزی او کمک کند، نوازش نقاطی خاص می‏تواند برای او تحریک کننده باشد.
  • دیگران! لطفا دخالت نکنید
  • هر از گاهی با ارتباط کلامی یا چشمی در تایید رفتار خوبشان با یک چشمک یا لبخند یا بوسه فرستادن تشویق شوند و یا با چشم درشت کردن مورد تکذیب قرار گیرند.
  • اگر فرزند نابغه می خواهید...
  • کودک هر انسانی، منحصر به فرد است و می تواند مانند یک نابغه بدرخشد. اگر با عشق از او حمایت کنید و باورش کنید، هرگز دچار احساس کمبود و حقارت که مانع موفقیت است، نخواهد شد.
  • می خوام خودم غذا بخورم!
  • وقتی می خواهید فرزندتان غذایی را که سرو کردید، بخورد، ممکن است شروع به چانه زدن کنید: «اگر سه قاشق دیگر بخوری، بهت یک شیرینی می‌دهم.» مسئله این است که این تاکتیک‌ها در درازمدت کارایی نخواهند داشت.
  • میشه منو جدی بگیرید؟
  • انتظارات خود را درست تنظیم کنید. اگر از کودک می‌‌خواهید کاری را انجام دهد که از توان وی فراتر است، او را یاری دهید. روی رفتار و کارهای سازنده‌ او تاکید کنید.
  • خدایکی ،زن یکی،بچه یکی یکی!!
  • امروزه در جوامع برای داشتن فرزند کمتر تبلیغات گسترده ای می شود و سخت شدن زندگی های و زیاد شدن مشغله ها خانواده ها را به این امر سوق می دهد. در این بین بعضی ها تصمیم می گیرند که تنها یک فرزند داشته باشند. تک فرزندی فواید و معایب خاص خود را دارد که ما در ای
  • کودک شما از چه نوع است؟
  • بچه تحرک طلب ممکن است به خاطر هر مسأله کوچکی گریه کند و خیلی دیرتر از بچه های دیگر خودش را با عادت های خوردن و خوابیدن وفق دهد. احتمالاً شما مشکل زیادی برای فهمیدن احساسات و احتیاجات این بچه ندارید. چرا که او در مقابل هر عملی که به نظرش ناخوشایند بیاید ع
  • خساست از نوع کودکانه
  • همه کودکان به طور طبیعی در دوره‌ای خاص اسباب‌بازی‌ها و وسایل خود را در اختیار دیگران قرار نمی‌دهند. بنابراین خیلی متوقع نباشید و صبر کنید تا زمان مناسب فرابرسد. اصرار مستقیم شما در از بین بردن این امر چه بسا که این رفتار را تشدید و کودک شما را مقاوم نماید
  • برای او که دوستش دارید
  • بد نیست اگر کمی از کارهای خانه را به عهده آنها بگذارید تا با کمک کردن به شما احساس توانمندی و ارزشمندی در فرزندتان تقویت شود. با اینکار نه تنها آنها یاد می‌گیرند که
  • می دونی چیا بهم نگی؟
  • اگر می خواهید اقتدار و نفوذ شما همیشه در مقابل کودک تان حفظ شود، با این جمله اقتدار خود را از بین نبرید. مثلا وقتی با کودک تان در ماشین هستید یا در یک مهمانی حضور دارید و کودک شما در حال شیطنت کردن است، برای نشان دادن اقتدارتان به او نگویید:
  • دلارام با یاد او
  • مادر در آنها پایگاهی امن و آرامش بخش است و کودک در هنگام جدایی مادر معترض بوده و در هنگام بازگشت، او را مورد استقبال قرار می دهد.
  • جبران بی مهری با لوس کردن
  • هر قدر هم که این جمله ناراحت کننده باشد: مقصر اصلی در لوس شدن کودکان، والدین هستند. والدین اغلب برای جبران آنچه خود در کودکی نداشتن یا انجام نداده اند، برای این که خود را مطمئن سازند که حتما کودکان شان دوستشان دارند یا برای خلاصی از عذاب وجدان درباره برخی
  • من چه وقتایی مال توام؟
  • سعی نکنید ذهن او را بخوانید. سعی کنید بی‌تفاوت باشید. گاهی هم مسخره‌بازی در آورید، مثلاً لجبازی و جیغ و داد کنید.
  • روابط سالم والدین و تربیت جنسی
  • رفتار انسان متأثر از افکار، اندیشه ها، امیال و آرزوهایى است که در دوران کودکى داشته است. اگر کودک در رابطه با مسائل جنسى داراى اندیشه ها و آرزوهاى صحیح باشد ، قطعاً در دوره هاى بعدِ زندگى نیز داراى رفتارهایى خواهد بود
  • اگر می خواهید دوست خدا شود
  • اگر انجام تکالیف و رفتارهای دینی را در محیط شاد خانوادگی و با خاطراتی مفرح همراه سازیم کودک نسبت به این مسائل مشتاق تر شده و انگیزه بیشتری برای دریافت این آموزه ها خواهد داشت و حتی
  • آموزش انضباط در خانواده
  • وقتى براى فرزندان خویش مقرراتى را لازم مى دانیم ، براى ایجاد انضباط در وجود آنان ، باید در اجراى این مقررات ، استوار باشیم و از تردید و دو دلى پرهیز کنیم ؛ زیرا سستى و سهل انگارى ، باعث بى انضباطى مى شود و ما را از هدف باز مى دارد.
  • تربیت جنسى ، خجالتی پر ضرر
  • «تربیت جنسى» انسان یکى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است که خداوند در حیوان و انسان قرار داده.
  • بوسه ای که واکسینه می کند
  • استفاده از محبت ، از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه هاى تربیتى است . محبت جاذبه مى آفریند، انگیزه خلق مى کند، انسان هاى پرتلاطم و مضطرب را آرامش مى بخشد
  • تو مایه ی خجالتی!
  • مستقیم در چشم هایش نگاه کنید و به آن‌چه بر او می‌گذرد گوش کنید. طوری گوش کنید که انگار صمیمی‌ترین دوست‌تان با شما صحبت می‌کند. «من سراپا گوشم، من مشتاقم بدونم چی داری می‌گی
  • غمش را بخوان
  • شخص لوس بار آمده، به دو مصیبت بزرگ گرفتار است: از طرفی توقع دارد زن و مرد اجتماع، مانند پدر و مادرش او را نوازش کنند و وقتی مشاهده می‌کند که مردم نه تنها احترامش نمی‌کنند، بلکه در مقابل این توقع بیجا مسخره‌اش می‌نمایند، احساس حقارت و پستی می‌نماید. از طرف
  • بابوسه ای بهشتی شوید
  • به فرزندان خود شخصیت بدهید. همان‌گونه که در روایات می‌خوانیم گاهی پیامبر صلی‌الله علیه و اله و سلم به احترام کودک خود سجده نماز را طولانی می‌نماید تا از دوش آن حضرت پایین بیاید و گاهی به احترام کودک دیگران که صدای گریه او را شنیده، نماز جماعت را با سرعت
  • تو این بچه را بی ادب می کنی!
  • اختلاف بر سر تربیت فرزندان حتی در بهترین ایده آل ترین ازدواج ها نیز، بین زن و مرد، وجود داشته است. و این برآمده از اختلاف فرهنگ ها و ارزش ها و ضد ارزش های دو خانواده است اما نکته مهم عملکرد والدین در مقابل فرزندان در چنین مواقعی است.
  • سرمایه گذاری در بانک احساسات
  • در واقع با القای انرژی مثبت یا منفی به کودکان خود، پایه‌گذار یادگیری‌های هیجانی آنها خواهیم بود و آنها را به سوی ابراز رفتارهای ناشی از رضایت و نشاط و شادی و سرزندگی یا عدم رضایت‌، غم و اندوه و افسردگی، تحرک سازنده و یا تحرک مخرب، لذت یا آرامش یا برانگیخت
  • تولید آدم یا آدم سازی؟
  • برخى از مردم ، به خصوص خانواده هاى متجدد، تصور مى کنند که تنها باید در راه پرورش قواى فکرى اطفال خود، کوشش کنند و با سپردن آن ها بـه کـودکـسـتان هاآنـهـا را مـثـل ماشین ها و مغزهاى الکترونیکى ، منظم و آداب دان ، بارآورند
  • آزمایشگاه هوش سازی
  • تعلیم سرودهای گروهی و نواختن پیانو برای کودکان سه ساله به تدریج باعث تقویت قدرت استدلال فرا زمانی آن ها می شود. این کودکان در ترکیب و ساخت پازل در مقایسه با بچه هایی که تمرین موسیقی نداشته اند، دقیق تر و سریع تر و در درک مفاهیم ریاضی موفق ترند.
  • راهکارهای تربیت ماندگار
  • وقتی فرزندی به دنیا می آید ، با خود دنیایی از مسئولیت ،شادی ،امید و حتی دلهره و اضطراب را به همراه می آورد. از روزی که مطلع می شویم ، مفتخر به مادر یا پدر بودن شده ایم ، تا روزی که زنده هستیم این مسئولیت ها ،دلهره ها،نگرانی ها و لحظات غم و شادی با ما خواه
  • خرداد و استرس‌هایش
  • بیشترین میزان عدم توافق‌ها، تیره ‌شدن روابط ، ناراحتی‌‌ها ، تعارضات ، دور شدن و فاصله گرفتن والدین و فرزندان در زمان امتحانات است. این نتیجه، حاصل استخراج نتایج پرسشنامه‌ای است که در آن از والدین و فرزندان آنها درخواست شده بود به این سوال پاسخ دهند: چه مو
  • می خواهیم از شکست نشکند
  • کودک باید شاد، امیدوار و دارای اعتماد به نفس باشد و از شکست، شکسته نشود. این کودک باید شکست را پایه موفقیت‌های بعدی خود بداند. خصوصیات نامبرده شده در نتیجه وجود ایمان بوجود می‌آیند.
  • نقش دهی جنسی ، وظیفه والدین
  • دخترها ظریف و شکننده اند، اما پسرها قوی اند. دخترها باید کار خانه یاد بگیرند، اما پسرها باید به کارهای مکانیکی و الکتریکی و... وارد شوند. دخترها باید به زیبایی خود برسند، اما پسرها باید به قدرت بدنی خود فکر کنند.
  • اول بخونید بعد بچه دار شید
  • در زندگانی رسول اکرم(ص) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا(س) به امر خداوند، ایشان چهل روز از حضرت خدیجه(ع) کناره گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد، آنگاه نطفه حضرت زهرا(س) منعقد شد.
  • شلختگی هم آموختنی است
  • همان گونه که فرزندان ، راست گویى ، وفاى به عهد ، خوش برخوردى ، آداب معاشرت ، پابندى به آداب مذهبى ، صرفه جویى ، ساده زیستى و سخاوت و حتى رعایت نظافت را از والدین مى آموزند ، نظم و انضباط و داشتن برنامه ی درست را نیز از آنان مى آموزند.
  • نمایشگاه کتاب تمام نشده
  • ما در بخش خانواده در سلسله مقالات دکتر مجیب با شما مفصل در باره ی کتاب خوانی برای کودکان و فواید آن و چگونه آشنا کردن فرزندانمان با کتاب و کتاب خوانی مفصل صحبت کردیم
  • نگران مشق شب نباشید
  • تکلیف شب برای والدین ، حکم مسئله ی لاینحلی را دارد که اکثر والدین ، در صدد پیدا کردن راه حلی درست برای این معضل هستند. این مقاله سعی دارد با ارائه ی راه های عملی ، مشوقی برای والدین باشد و مشق شب را برای فرزندان آسانتر نماید.
  • قصه لالایی تو، حس من
  • والدین براین باورند که نوزاد هیچ چیز را متوجه نمی‌شود و لازم نیست با او حرف بزنند، این در حالی که مغز نوزاد آماده برای پذیرش و یادگیری است و دوست دارد صدای والدین خود را بشنود و با محیط آشنا شود.
  • کودک اما با شخصیت
  • بسیاری از والدین پیوسته می‌پرسند رفتار مناسب با کودک باید چگونه باشد تا شخصیت به طور مثبت در او رشد و نمو کند.
  • دموکرات باشیم یا دیکتاتور؟
  • کنترل های اعمال شده منصفانه و معقول است و توهین و تحقیر را به همراه ندارد. ضمن آنکه این انتظارات با توانایی فرزندان تطابق داشته و احساس شایستگی را در آنان به وجود می آورد.
  • شب بخیر کوچولو ،خواب خوش ببینی
  • چرا بچه ها دوست ندارند به رختخواب بروند و بخوابند؟ شاید غرق بازی هستند، شاید زیاد غذا خورده اند، دوستدارند در کنار سایر بیدارها نشسته، تلویزیون نگاه کنند.
  • ایده آل ترین تنبیه
  • واقعیت این است که برای شکل دادن به ساختار رفتاری کودکان قرار دادن محدودیت‌هایی لازم است که گاهی تنها با تنبیه ممکن می‌شود...
  • برای آنکه پر نفوذ شوید
  • با این نفوذ مى توان شخص مقابل را متقاعد کرد. فرزندان باید خاطره خوبى از رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى پدر و مادر در دلشان وجود داشته باشد.
  • تا اطلاع ثانوی مامانت نیستم
  • اما یکی از همین تکنیک ها که معمولاً خانواده ها کمتر با آن به صورت علمی آشنایی دارند اگرچه ممکن است در رفتارها از آن استفاده کنند، تکنیک تقویت منفی است.
  • به نظر شما مقصر کیست؟
  • تنها راه حل برای این مسأله آن است که کودک دریابد که نظر شما تغییر نمی کند و با کسی شوخی ندارید. اگر «نه!» گفتن شما همیشه باعث دردسر می شود و کودک عادت کرده در مقابل «نه!» شما گریه کند، تأکید می کنیم به عقب برگردید و اعمال خودتان را مـــروری کنید
   
   

نکاتی برای سفر با کوچولوها


نکاتی برای سفر با کوچولوها

با شروع فصل تابستان، وقت مسافرت‌های خانوادگی هم فرامی‌رسد. فرقی نمی‌کند که سفر شما با ماشین از میان کوه‌ها و جنگل و صحرا باشد یا با هواپیما به یک نقطه‌ی خوش آب و هوا باشد، به‌هرحال با همراه داشتن یک کوچولو ممکن است اصلا سفر شما شبیه مسافرت‌های معمول نباشد.
چه در یک فرودگاه شلوغ باشید یا یک ماشین پر سر و صدا، یا در ترافیک شب تعطیل آخر هفته مانده باشید یا با آب و هوای ناپایدار مواجه شده باشید؛ راه‌های زیادی برای مشغول کردن کودکان و در نتیجه شبیه کردن مسافرت‌تان به مسافرت‌های معمول وجود دارد. در این جا چند پیشنهاد خلاقانه برای مشغول کردن بچه‌ها در طی سفر ارائه می‌دهیم.

نکته‌هایی برای سفر در جاده
درست است که ساعت‌ها گذران وقت در ماشین با بچه‌ها ممکن است کسالت‌بار به نظر برسد، اما ما در این جا راه‌هایی را پیشنهاد می‌کنیم که هم به شما خوش‌بگذرد و هم بچه‌ها لذت ببرند.
الف- آواز و موسیقی- هیچ چیز مثل موسیقی و آواز گذر زمان را کوتاه نمی‌کند. چند سی دی یا نوار که مورد علاقه‌ی بچه‌ باشد و ترجیحاً هم شما و هم بچه بتوانید با آن همخوانی کنید همراه ببرید. بد نیست کف زدن یا بعضی ژست‌ها یا حرکات دست مربوط به مفاهیم ترانه‌ای که می‌خوانید به کودک بیاموزید تا برای کودک سرگرم‌کننده‌تر و جالب‌تر به نظرآید. اگر حوصله‌ی بچه از شنیدن نواری که همیشه گوش می‌کنید سر می‌رود؛ برای سفر چند نوار با آهنگ‌ها و ترانه‌های جدید بخرید.
ب- اسباب‌بازی‌های موزیکال- این اسباب‌بازی‌ها هم می‌توانند در طول سفر با ماشین، کودکان را شاد و قانع کنند. حتی یکی از والدین می‌تواند روی صندلی عقب بنشیند و برای بازی با این اسباب‌بازی با کودک همراهی کند. ج- نشاندن کودک در صندلی راننده- البته که منظور صندلی واقعی راننده نیست! یک صندلی فرضی با استفاده از خلاقیت ذهنی خود بسازید. به کودک نشان دهید که این صندلی فرضی که ظاهرا روی آن نشسته‌اید درست شبیه صندلی راننده است و دارای بوق، فرمان و سایر ملحقات قابل استفاده است و نشان دهید که چه طور این لوازم فرضی را به کار بگیرد. این کار برای کودک فرصتی برای آموختن مفهوم چپ و راست نیز هست.
د- تماشای منظره‌ها- از این فرصت برای آموزش چیزهایی که کودکان کمتر از نزدیک دیده‌اند یا هرگز ندیده‌اند استفاده کنید و درباره‌ی کوه‌، جنگل، صحرا، برف و باران و سایر پدیده‌هایی که در طول سفر می‌بینید با او صحبت کنید.
هـ- توقف برای استراحت- وقتی با کودکان با ماشین سفر می‌کنید در برنامه‌ریزی سفر زمان بیشتری از حالت معمول درنظر بگیرید. کودک شما به توقف‌های کوتاه نیاز پیدا خواهد کرد، و این توقف‌ها از یکنواختی ماشین‌سواری‌های طولانی در طول سفر می‌کاهد.
و- نقشه خوانی- قبل از سفر نقشه‌ای از محلی که خواهید رفت روی کاغذ بکشید، شکل و شمایل آن طوری باشد که بچه‌ها از آن خوش‌شان بیاد و در ضمن نقاط مهم در طول راه را روی نقشه علامت‌گذاری کنید. بچه‌ها هم می‌توانند نقشه‌ی خودشان را بکشند. نقاط جالب سفر را به بچه‌ها نشان دهید و از آن‌ها بخواهید روی نقشه‌ی خود دور آن نقاط خط بکشند، این کار باعث می‌شود که کودکان درکی از فاصله‌ای که پیموده‌اید و راهی که در پیش دارید به دست آورند.

ز- زیر دستی نقاشی- قبل از سفر یک زیردستی مخصوص برای نقاشی از لوازم‌التحریر فروشی بخرید، به این ترتیب بچه‌ها می‌توانند بخشی از طول سفر را با نقاشی کردن بگذرانند. این کار زمانی برای سکون و آرامش نیز در اختیار شما می‌گذارد.
ح- صندلی مخصوص- هرگز کودک رادر ماشین بیرون از صندلی مخصوص کودک ننشانید. این کار ارزش ریسک کردن ندارد. اگر کودک شما از آن دسته بچه‌هایی است که در صندلی مخصوص بی‌تابی می‌کنند زمان بیشتری برای سفر در نظر بگیرید و از توقف‌های بین راه برای رفع خستگی کودک بهره بگیرید. علاوه بر این مادر می‌تواند روی صندلی عقب بنشیند و در طول راه همان جا به بچه غذا بدهد و ...
ط- تعویق زمان حرکت- اگر واقعاً کودک‌‌تان تحمل سفر طولانی با ماشین را ندارد، سفرتان را به حوالی غروب و سر شب موکول کنید. البته در صورتی که مطمئن باشید در رانندگی در شب خواب‌آلود نخواهید شد و کاملا احساس هوشیاری و بیداری در طول شب داشته باشید. ی- بطری آب- در طول سفر در فصل تابستان، حتما به میزان کافی به بچه آب بنوشانید، چون کودک تشنه بدخلق است.

نکته‌های برای سفر هوایی
برای بچه‌ها هیچ چیز هیجان‌انگیزتر از سفر با هواپیما نیست. اما به نظر می‌رسد برای بچه‌های خیلی کوچک این‌طور نیست. اگر با خانواده سفر می‌کنید در این جا راه‌هایی پیشنهاد می‌کنیم که سفر را برای کودکان مفرح‌تر و سرگرم‌کننده‌تر و برای بچه‌های خیلی کوچک راحت‌تر کند.
الف- در هنگام صعود و فرود هواپیما به بچه‌های کوچک چیزی بخورانید. با این کار کودک در هنگام اوج گرفتن هواپیما مشغول مکیدن و بلعیدن خواهد بود و دچار ناراحتی گوش -گرفتگی گوش ناشی از اختلاف فشار هوا- نخواهد شد. معمولا فرود باعث ناراحتی بیشتر گوش می‌شود، بنابراین سعی کنید حتما زمانی هم که احساس کردید هواپیما در حال کم کردن ارتفاع است شروع به خوراندن خوراکی به بچه کنید. در ضمن بهتر است بدانید که پستانک در این موقع کافی نیست چون کودک هم باید چیزی بمکد و هم ببلعد. ب- برای گذراندن زمانی که منتظر سوارشدن به هواپیما هستید توپ یا اسباب‌بازی قِل‌خوردنی دیگری که مورد علاقه‌ی بچه باشد همراه ببرید و در سالن انتظار فرودگاه با او بازی کنید.
ج- هواپیمای اسباب‌بازی یا ماشین اسباب‌بازی و مانند آن را نیز می‌توانید همراه ببرید تا در هنگام انتظار پرواز کودک با آن بازی کند.
د- می‌توانید کتاب نیز همراه خود ببرید و در سالن انتظار یا در هواپیما کودک را با آن سرگرم کنید، کتابی در مورد هواپیما و پرواز می‌تواند در این موقع خیلی مفید و جذاب و به درد بخور باشد.هـ- به کودک اجازه دهید چمدان سفر مخصوص خود داشته باشد. یک کوله پشتی حاوی اسباب‌بازی‌ها، بطری آب و مقداری تنقلات به کودک‌تان کمک خواهد کرد که احساس بزرگانه‌ای داشته باشد و در هواپیما رفتار بهتری داشته باشد.
و- هیچ چیز غیر از کارت بازی خانوادگی به گذر زمان کمک نمی‌کند. انواع کارت‌های بازی که مناسب سن همه باشند می‌توانند مفید باشند، یا کارت‌هایی مخصوص بچه‌های کوچک‌تر، فِلـَش کارت‌ها نیز مناسب هستند چون سرگرمی را با آموزش همراه می‌کنند.
ز- مراقب باشید کودک منظره‌های تماشایی بیرون را از دست ندهد. ابرها، دریا، کوه‌ها، صحراها و چیزهای دیگری که به طور معمول نمی‌تواننداز این زاویه ببینند به او نشان دهید.ح- بعضی اسباب‌بازی‌های دوست‌داشتنی و کوچک او را همراه ببرید، چیزهایی مثل عروسک سخنگو یا هر اسباب‌بازی دیگری که با دیدن آن کمتر احساس دوری از محیط خانه را داشته باشد.
ط- غذایی که در هواپیما سرو می‌شود ممکن است قابل پیش‌بینی نباشد، و شما هم احتمالا خواهان یک کودک گرسنه در طول یک پرواز طولانی نیستید. بنابراین خوراک مختصر سالمی به همراه داشته باشید که اگر کودک به منوی غذایی هواپیما علاقه نداشت بتواند با خوردنی مذکور خود را سیر کند

ایجاد رسوم و سنت های خانوادگی


ایجاد رسوم و سنت های خانوادگی

یکی از مهم ترین کارهایی که شما می توانید برای حفظ یک زندگی خانوادگی سالم انجام دهید، داشتن سنت های خانوادگی است. اگر شما هم قبلا در خانواده رسوم وسنت های خانوادگی نداشته اید، تعطیلاتی که در پیش خواهید داشت فرصت مناسبی برای بنیان گذاردن نوعی تشریفات، جشن یا عادت خاص به سبک خودتان است.
خانواده ی شما می تواند تعطیلات را به شکل های گوناگونی جشن بگیرد. این ها چند نمونه از رسومی است که ممکن است برای شما نیز کارساز باشد.
الف- به نشان احترام و افتخار به تعلقات قومی یا نژادی، مذهب یا میراث فرهنگی خانواده، غذای خاصی را تهیه کنید.
ب- مشغولیت هایی در منزل ایجاد کنید که همه ی اعضای خانواده بتوانند در آن ها مشارکت کنند، مثل تزیین خانه، درست کردن شام، با هم غذا خوردن، تماشا کردن فیلم یا برنامه ی موردعلاقه، بازی های مناسب کردن، سرود خواندن.
ج- یک برنامه ی خانوادگی برای بیرون رفتن داشته باشید، این برنامه می تواند چیزی مثل رفتن به اسکی باشد یا برنامه ی ساده ای مثل بازدید از موزه های شهرتان یا جذابیت های طبیعی یا توریستی منطقه باشد.
د- گاهی فعالیت های داوطلبانه با انگیزه ی خیرخواهانه و نوع دوستانه انجام دهید، مثل بردن موادغذایی برای آسایشگاه معلولین یا سر زدن به آسایشگاه سالمندان.
هـ - اگر تعطیلات یا رویداد خاصی مورد توجه خانواده تان است، سعی کنید درباره ی آن جشن یا مراسم خانوادگی با فرزندان تان صحبت کنید. بهتر است فرزندان خود در طراحی مراسم کمک کنند و برای تدارک و برگزاری آن همکاری کنند، مثلا با کمک برای چیدن میز یا خوش آمد گویی به مهمانان.
همچنان که فرزندان شما بزرگتر می شوند، شما می توانید جزئیات بیشتری درباره ی این که چگونه این سنت های خانوادگی آغاز شده اند و این که چرا اهمیت دارند با فرزندان تان صحبت کنید. این کار به فرزندان شما کمک می کند که این رسوم را درک کنند و در نتیجه خودشان در بزرگسالی این رسوم را حفظ کنند یا بعدها به صورتی که با زندگی خودشان سازگار باشد تغییر بدهند. سنت ها برای هر نسلی پیوندهایی با گذشته فراهم می کنند.خاطرات تعطیلات یا رویدادهای خاص برای برخی ممکن است خوشایند نباشد. اگر در خانواده ی شما نیز چنین است، سعی کنید رسوم متفاوتی را برای این روزها بنیانگذاری کنید تا معنای جدیدی به این روزهای خاص بدهید. این کار چه تهیه یا خوردن غذاهای خاص، یا انجام کار خاصی در آن روز باشد؛ خاطرات شیرین و خوشایندی از دوران کودکی برای فرزندان تان ایجاد می کند و افراد خانواده را به هم نزدیکتر می کند. 

تغذیه ی کودکان نوپا


تغذیه ی کودکان نوپا

غذا دادن به کودکان نوپا اغلب کارپرزحمتی است! آن ها اغلب ریزه خور ( ناخنک زن) هستند، به خوردن غذاهای جدید تمایلی شان نمی دهند، و عموما به نظر می رسد که زیاد غذا نمی خورند. برای طراحی رژیم غذایی کودک نوپای خود، دانستن این مساله به شما کمک خواهد کرد که کودکان نوپا بسیار کمتر از آن چیزی که شما فکر می کنید نیاز به غذا دارند. به خاطر بسپارید که کودکان نوپا به سرعت سال اول زندگی خود رشد نخواهند کرد، بنابراین انرژی کمتری نیاز دارند ( منظور مقدار انرژی به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است) و اشتهای کمتری هم دارند. بنابراین اگر کودک شما فعال و سالم است و رشدش طبیعی است به این معنی است که احتمالا او به اندازه یکافی غذا می خورد. رشد طبیعی و فعال و سالم بودن کودک، همچنین میتواند مانع از اشتباهات رایج نظیر موارد زیر شود:
الف- نوشاندن بیش از چهارصد و هشتاد تا هفتصد و بیست سی سی شیر در روز.
ب- نوشاندن بیش از صد و بیست تا صد و هشتاد سی سی آب میوه در روز.
ج- اجازه دادن به کودک برای پر کردن شکمش با شیرینی و هله هوله
د- وادرا کردن کودک به خوردن در زمانی که گرسنه نیست
ه- دادن وعده های غذایی خیلی بزرگ.
هر وعده برای کودک نوپا به طور متوسط یک چهارم مقدار هر وعده ی غذایی بزرگسالان است. بنابراین اگر از غذاهای آماده استفاده می کنید بدانید که معمولا مقداری که برای هر وعده ی غذایی بر روی برچسب های مواد غذایی آماده ذکر شده مناسب بزرگسالان است.

هرم غذایی کودکان نوپا
برای کودکان نوپا هرم غذایی وجود ندارد. هرم غذایی کودکان، برای کودکان بین دو تا شش سال است، اما شما می توانید از آن به عنوان راهنمای تغذیه ی کودک نوپای خود کمک بگیرید، شامل شش سهم غلات و حبوبات،سه سهم سبزیجات، دو سهم میوه جات، دو سهم شیر و گروه لبنیات، دو سهم گوشت و پروتئین ، و میزان محدودی چربی و شیرینی. فقط به خاطر بسپارید که مقدار هر واحد غذایی برای کوچکترها کمتر است و حدود نصف هر سهم غذایی از هرم غذایی کودکان ( 2-6 سال) و یک چهارم هر سهم غذایی بزرگ سالان است.

اصول رژیم غذایی کودکان نوپا
اگرچه شما معمولا مقدار کالری دریافتی کودک را محاسبه نمی کنید، اما دانستن مقدار کالری مورد نیاز کودک می تواند به شما کمک کند که رژیم غذایی مناسبی برای او طراحی کنید و مطمئن باشید که کودک به اندازه ی کافی غذا خورده. متوسط کالری نیاز کودک نوپا حدود هزار و سیصد کالری در روز است. کودکان بزرگتر کمی بیشتر و کوچکترها کمی کمتر انرژی(کالری) نیاز دارند. یک قاعده ی و خوب این است که نوپا به ازای هر اینچ قد به چهل کالری انرژی نیاز دارد ( یعنی حدودا شانزده کالری به ازای هر یک سانتیمتر قد(
در مورد میزان شیر و آب میوه دریافتی به این نکات توجه داشته باشید:الف- سیصد تا چهارصد و پنجاه و پنج کالری از شیر گاو که حدود چهارصد و هشتاد تا هفتصد و بیست سی سی می شود( یا مقداری مشابه از شیر مادر که با حدود دو تا سه بار در روز تغذیه از شیر مادر حاصل می شود) به خاطر بسپارید که برای بچه های زیر دو-سه سال از شیر کم چرب استفاده نکنید و بیش از این مقادیر نیز به کودک شیر ندهید. اگر کودک شما یک و نیم لیتر شیر در روز بخورد، بیش از نهصد کالری از انرژی(کالری) مورد نیازی را فقط از شیر تامین کرده که حدود هفتاد در صد کل انرژی(کالری) مورد نیاز اوست. ب- شصت تا نود کالری از آب میوه. از این مقادیر هم تخطی نکنید.اگر کودک شما دو تا سه لیوان بزرگ با ظرفیت سیصد سی سی آب میوه در روز بنوشد( یعنی کلا حدود ششصد تا نهصد سی سیدر روز)، در حدود سیصد تا چهارصد و پنجاه کالری بیشتر از نیاز دریافت کرده.معمولا مشاهده می شود که کودکانی که زیاد غذا نمی خورند، کودکانی هستند که چهار لیوان شیر و سه لیوان آب میوه در روز می خورند. این میزان مایعات بالغ بر هزار و سیصد و پنجاه کالری انرژی ایجاد می کند، که احتمالا بیش ازنیاز کودک در طول یک روز است، بنابراین تعجب آور نیست اگر چنین کودکی میل به غذاهای دیگر نداشته باشد و گرسنه نباشد.حالا اگر فرض کنیم شما به قدر کافی به کودک تان شیر و آب میوه میدهید، حدود پانصد و پنجاه تا نهصد و پنجاه کالری دیگر را بین سه وعده و دو میان وعده تقسیم کنید. اگر شما مقدار کالری موجود در غذاهایی که معمولا کودکان می خورند بدانید، طراحی رژیم مناسب چندان مشکل نیست:
الف- پنیرامریکایی ( یک قطعه)=45 کالری
ب- سیب( نصف یک سیب کوچک)=40 کالری
ج- موز( نصف موز)= 50 کالری
د- نان ( نیم تا یک قطعه)= 20-40 کالری
هـ- فرنی ( یک چهارم تا نصف لیوان)= 40-8- کالری
و- فیله مرغ ( سه تا 6 قطعه) =105 تا 210 کالری
ز- تخم مرغ( نصف تا یک عدد)=35-70 کالری
ح- سوسیس(نصف تا یک عدد)= 60-120 کالری
ط- بستنی ( نیم لیوان )= 135 کالری
ی- ماست ( یک سوم لیوان )= پنجاه کالری
س- سبزیجات ) یک قاشق غذاخوری به ازای هر سال سن)= 25 کالری به ازای هر قاشق
یک صبحانه ی نمونه می تواند شامل مواد زیر باشد، نیم لیوان فرنی، یک چهارم لیوان ( شصت سی سی) شیر، و یک چهارم لیوان آب میوه که حدود دویست و سی کالری انرژی تامین می کند. اگر شما به جای این ها یک قطعه نان، یک قاشق کره ی بادام زمینی و مربا و شصت سی سی آب میوه به کودک بدهید بیش از دویست و پنجاه کالری انرژی به او داده اید.
برای ناهار، می توانید یک قطعه نان همراه با یک قطعه گوشتی که حدود نود کالری دارد به همراه یک قطعه پنیر که چهل و پنج کالری انرژی دارد به او بدهید. یا یک ساندویچ ماهی تن بدهید که افزودن نصف قاشق سس مایونز پنجاه کالری انرژی بیشتر به او می دهد. مقدار آی، آب میوه یا شیر نیز می تواند به این ها افزوده شود.شام می تواند شامل مواد زیر باشد: یک تا دو قطعه فیله ی مرغ ( 75-ش00 کالری) یا گوشت گاو( 120-165 کالری)، دو تا سه قاشق غذاخوری سبزیجات( 50-75 کالری(، مقداری نان( حدود 40 کالری) و نیم لیوان شیر ( 76 کالری(علاوه براین کودک شما احتمالا به دو نیم وعده- یکی نیمروزی و یکی عصرانه – نیاز خواهد داشت. این وعده ها می تواند شامل مواد زیر باشد: نصف لیوان شیر( 75 کالری) یا نصف لیوان آب میوه( 60 کالری) و دو تا سه قاشق غذاخوری میوه( 50-75 کالری) و یک قطعه پنیر( 45 کالری). به جای این ها می توانید از مقداری مربا، مقداری دسر شیرین، یا ماست استفاده کنید.این نمونه ی اجمالی یک رژیم برای کودک شما است که بیش از هزار کالری انرژی را تامین می کند، اگرچه او ممکن است سه وعده ی کامل در یک روزغذا نخورد. بسیاری از کودکان نوپا تنها یک وعده در روز خوب غذا می خورند، در حالی که همان یک وعده معمولا مناسب است. اگر کودک صبحانه ی خوبی می خورد( 250 کالری) و ناهار و شام مختصر ( هر کدام صد کالری)، دو نیم وعده ( هر یک 150 کالری)، و چهارصد و هشتاد سی سی شیر ( 300 کالری) ، و صد و هشتاد سی سی آب میوه( 90 کالری)، در این حالتباز هم تقریبا هزار و دویست کالری انرژی دریافت کرده است.شما تنها زمانی باید نگران شوید که کودک به خوبی وزن نگرفته باشد یا چندان فعال نباشد. همچنین رژیم غذایی شامل مقدار زیادی شیر و آب میوه نیز ممکن است مشکل ساز باشد.چیزهایی که نباید شما را نگران کند عبارت اند از:
الف- به نظر نمی رسد که کودک زیاد می خورد.به خاطر بسپارید که اگر کودک به اندازه ی کافی وزن می گیرد و فعال و سالم است، به احتمال زیاد به قدر کافی کالری دریافت کرده.
ب- فقط انواع به خصوصی غذا را می خورد، مثل ساندویچ کره بادام زمینی و مارمالاد یا مربا.، یا فقط فیله پخته یا کباب شده ی مرغ .
ج- به غذاهای جدید هیچ میلی نشان نمی دهد. شما می توانید غذاهای جدید را به صورت قطعه های خیلی کوچک ( حدود نصف یا یک قاشق غذاخوری) در بشقاب او قرار دهید و او را مجبور به خوردن یا تمام کردن آن نکنید. بسیاری از کودکان غذاهای تازه را امتحان نمی کنند تا زمانی که ده بار یا بیشتر این غذاها به آ نها عرضه شود.
د- از رژیم متعادلی در طول یک روز پیروی نمی کنندو اغلب کودکان چنین اند. اگر رژیم غذایی کودک طی یک یا دو هفته متعادل باشد احتمالا از تنوع لازم برخوردار است. اگر واقعا چنین نیست با پزشک متخصص کودکان در مورد نیاز به تجویز ویتامین مکمل صحبت کنید.
هـ- همه ی چیزی که در بشقاب او گذاشته اید نمی خورد. این نظر که کودکان باید تا تمام کردن تمام غذای داخل بشقاب باید پشت میز بنشینند قدیمی شده. به جای این باید به کودکان آموخت که بتواننند تشخیص دهند چه زمانی سیر شده اند تا دست از غذا بکشند. اگر کودک شما همه ی غذایی که برای او می گذارید نمی خورد، بیاموزید که در دفعات بعد مقدار کمتری غذا برایش در بشقاب بگذارید.
و- چیزی را که برای او آماده کرده اید نمی خورد. سعی کنید وعده های غذایی پرزحمت یا غذاهایی همراه با ادویه و سس برای بچه درست نکنید. به جای آن غذاهای ساده تر درست کنید. اگر وعده های غذاهایی جداگانه برای کودک درست نکنید، از این که او نمی خواهد مثل بزرگسالان غذا بخورد متعجب نمی شوید.
ز- کودک بالای وزن طبیعی است. بسیار خوب، حتی در این سن اگر کودک شما بیش از وزن طبیعی وزن دارد شما باید کمی نگران شوید. اگرچه به جای محدود کردن کالری دریافتی، شما می توانید ضمن طراحی یک رژیم غذایی سالم او را به فعالیت فیزیکی منظم تشویق کنید. مراقب باشید که مقدار غذا در وعده های غذایی مناسب سن کودک باشد و مقادیر زیاد شیر، آب میوه و هله هوله های پرکالری به کودک ندهید.

تعیین حدود و تایم اوت (وقفه


تعیین حدود و تایم اوت (وقفه)

س: کودک نوپای من از من حرف شنوی ندارد، او بچه های دیگر را تهدید می کند، اشیا را پرت می کند، گاز می گیرد و کتک می زند، چه طور می شود او را از این رفتار بازداشت؟

ج: آیا به نظرتان می رسد که کودک نوپای شما می خواهد همه ی اصول و قوانینی که شما برای او وضع می کنید نقض کند؟ آیا او کودکان همبازیش را کتک میزند و هل می دهد؟ آیا او همه ی اصول ایمنی را زیر پا می گذارد؟ بله، البته که همین طور است! این ها همان چیزهایی هستند که تصور می شود هر بچه ای در سن او انجام بدهد! ( اگر کودک نوپای شما چنین نمی کند شما باید خود را سرزنش کنید!) اگرچه چنین رفتارهایی والدین را آشفته می کند، اما باید به طرز تلقی کودک توجه کرد. از دید او تمام جهان متعلق به اوست، همه به خاطر منافع اوست که وجود دارند. اگر کسی سر راه اوست، باید از سر راه برش دارد!
بچه ای که این طور فکر می کند هیچ مشکلی ندارد. این غریزه ی بقا است، روشی است که کودک شما به مدد آن از رشد و بزرگتر شدن خود اطمینان می یابد. بچه های حیوانات برای غذا و قلمرو با یکدیگر می جنگند، چرا کودک شما نباید چنین کند؟ گرچه انتظار می رود از یک نوپا چنین رفتاری سر بزند اما قطعا وقتی او بزرگترشود قابل قبول نیست.از این جا است که قاعده ی وضع محدودیت ها لحاظ می شود. این قاعده ی تربیتی مهمی است که والدین در این سن باید آن را درک کنند. اینکه شما مایلید به کودک نوپای تان بیاموزید که به چه حدود و قوانینی احترام بگذارد به وضع مجموعه ای از محدودیت ها منجر می شود؛بعضی قوانین مثل «تنها در خیابون نـَدو» یا «کسی را کتک نزن». توجه کنید که کودک در این سن هنوز آمادگی اطاعت از
قوانین را ندارد، به این دلیل ساده که ذهن او هنوز نمی تواند درک کند که نقض قوانین پیامدهایی دارد. برای درک پیامدِ یک مساله، ذهن فرد بالغ قادر است یک فرایند سه مرحله ای را به این منظور طی کند. 1- کسی را کتک نزن. 2- اگر کسی را کتک بزنم تنبیه خواهم شد. 3- بنابراین کسی را کتک نمی زنم. این روند کاملا معنی دار است، نه؟ بله، البته برای ذهن ما معنا دار است. اما یک کودک نوپا نمی تواند این روند استدلال و استنتاج را تا مرحله ی سوم طی کند. کودک شما احتمالا می تواند درک کند که شما به او گفته اید " کسی را کتک نزن" ، و این که اگر کسی را کتک بزند تنبیه خواهد شد، اما ذهن کوچک و رشدنایافته ی او قادر به این استنتاج نیست که: " بنابراین، من دیگر کسی را کتک نخواهم زد چون دوست ندارم تنبیه شوم".
با تکرار چرخه ی مکرر و خسته کننده ی اجبار و تحمیل قوانین، شما نهایتا سومین مرحله در فرایند فوق را به کودک تان می آموزید. او ممکن است آن را طی تنها چند ماه یا حدود یک سال بیاموزد. اما وقتی شما بارها و بارها این قوانین را با زور اجرا می کنید شما در حقیقت اجازه می دهید که ذهن کوچک او فرایند فوق را آن قدر تکرار کند تا زمانی که به حدی رشد کند که به قوانین احترام بگذارد و از آن ها اطاعت کند. این مساله ما را به یک اصل بسیار مهم تربیتی رهنمون می شود.

درگیری تان را خردمندانه انتخاب کنید 
در این سن کودکان نوپا قادر نیستند از همه ی قوانین پیروی کنند، قوانین مرتبط با اصول ایمنی، رفتار اجتماعی، و زندگی خانوادگی و نظایر این ها. اگر شما سعی کنید یک کودک هجده ماهه را مجبور کنید که از تمام قوانینی که انتظار دارید یک کودک سه ساله از آن ها پیروی کند؛ متابعت کند، در این صورت شما تمام روز را به تنبیه فرزندتان خواهید گذراند. کودک شما پیروی از قوانین را نخواهد آموخت؛ بلکه تنها می آموزد که دنیا مملو از جنگ و تنبیه است. ما به شما پیشنهاد می کنیم که قوانینی که احساس می کنید اهمیت بیشتری دارند انتخاب کنید و تصمیم بگیرید که کدام قوانین و حدود ارزش دعوا ومرافعه ندارند. برای مثال، شاید این مساله مهم باشد که کودک شما بیاموزد که نباید در خیابان دستش را از دست شما جدا کند و به خیابان بدود، یا نباید با اشیاء سخت به شیشه های در و پنجره بکوبد. این ها قوانین تقریبا مهمی هستند. اگرچه اگر کودک نوپای شما بخواهد با اسباب بازی پلاستیکی اش به دیوار بکوبد، یا در دالان بی خطر منزل تان دستش را از شما جدا کند و بدود؛ ممکن است کمی برای شما ناراحت کننده باشد یا از نظر ایمنی کمی احتمال خطر باشد، اما احتمالا ارزش کشمکش ندارد. در حقیقت وقتی شما به او اجازه می دهید که آزادانه در اطراف گشت بزند، چیزهای تازه را امتحان کند، سر و صدا راه بیندازد و کمی شلوغ و نامرتب باشد؛ شما به ساده گی به او اجازه داده اید که یک کودک نوپا باشد( چنان که هست). چیزهای کوچک و کم اهمیت را فراموش کنید و توجه تان را به مسائل مهم تر معطوف کنید. در این صورت، شما به جای ادب کردن کودک تان، وقت بیشتری خواهید داشت که صرف بازی کردن با او خواهید کرد.


تایم اوت 
تایم اوت یکی از انواع رایج تأدیب است، و جایگزین مناسبی برای تنبیه بدنی است. به زبان ساده تایم اوت یعنی این که شما کودک تان را از موقعیتی که رفتار ناشایست از او سرزده دور می کنید و او را مجبور می کنید که برای مدت کوتاهی در جای دیگری بماند. یک دقیقه تایم اوت به ازای هر سال از سن کودک مناسب است.
جاهایی که برای گذاشتن کودک در موقع تایم اوت مناسب اند عبارت اند از: صندلی، تخت، اتاق خواب، راه پله. نکته ی مهم دور نگه داشتن کودک از وضعیتی است که قبلا در آن قرار داشته. اکثر کودکان نوپا، در جایی که شما آن ها را برای تایم اوت گذاشته اید نمی مانند. نگه داشتن آنها در آغوش یا روی پاهای تان در زمان تایم اوت می تواند جایگزین مناسبی باشد. گرچه این کار شباهت چندانی به تنبیه ندارد، اما اگر آن ها را با تندی از محلی که در آن مشغول بازی بوده اند دور کنید و روی پای تان بگذارید ممکن است معترض شوند. وقتی کودک را در موقعیت تایم اوت قرار دادید به ساده گی به او بگویید " کسی را کتک نزن، این کار درستی نیست" یا هر تخلفی که کرده به او گوشزد کنید.
آیا اِعمال تایم اوت به یک کودک 18 ماهه رفتارهای ناشایست او را تغییر یا کاهش خواهد داد؟ احتمالا، خیر! می پرسید پس چرا باید این کار را بکنیم؟ به دلایلی که زیر عنوان " تعیین حدود" شرح دادیم. سرانجام کودک شما به اندازه ای از لحاظ ذهنی رشد خواهد کرد که شروع به تبعیت از قوانین بکند. تایم اوت دادن در سنین
نوپایی او را در این هدف یاری خواهد کرد.

سنت های خانوادگی مورد علاقه ی بچه ها


سنت های خانوادگی مورد علاقه ی بچه ها


وجود سنت ها و آیین های مفرح و سرگرم کننده در یک خانواده نشانه ی خانواده ای همبسته و قوی است و غالباً شادترین خاطرات را برای اعضای خانواده رقم می زند. در این جا نمونه هایی از چنین سنت هایی آورده شده که از میان سنت های خانوادگی و ابداعی چندین خانواده گردآوری شده است.
جشن تولد خانواده ما
دو سال پیش، زمانی که پسر ما دو ساله بود در باره سالگرد ازدواج مان پرسید، بنابراین ما تصمیم گرفتیم سالگرد ازدواج مان را به عنوان جشن تولد خانواده مان جشن بگیریم. ما کیکی در خانه پختیم و نُه شمع به نشان نه سال باهم بودن مان روی آن گذاشتیم و به هم دیگر هدیه دادیم. علاوه بر آن بخش هایی از فیلم عروسی مان را برای فرزندان مان پخش کردیم که خیلی خوش شان آمد. به نظر من این برای بچه ها مهم است که بدانند خانواده و عضوی از خانواده بودن چه قدر مهم است و بدانند که خانواده ی ما در روز ازدواج بابا ومامان تشکیل شده است.
نشانه گذاری سال جدید
اوایل ازدواج مان، هر سال در آغاز سال نو، من و همسرم عکسی از خودمان می گرفتیم و تاریخ گرفتن عکس را روی آن می نوشتیم. این کار به یک سنت سالانه در خانواده ما تبدیل شده است. زمانی که دخترمان هفت ساله و پسرمان سه ساله شد، عکسی همراه با آن ها گرفتیم. ما این تصاویر را مثل آلبوم عکس عروسی مان با دقت جمع آوری و نگهداری می کنیم، و فرزندان مان هم در این عکس ها دوست دارند ببینند که چه طور و چه قدر همه ما طی این سال ها تغییر کرده ایم.
اختراع تعطیلات خانوادگی
خانواده من تعطیلات شاد و سرگرم کننده خودش را جشن می گیرد، چیزی که در واقع بچه ها آن را ایجاد می کنند. هر سال من یک پرینت کامپیوتری از تقویم یا یک تقویم ساده به خانه می آورم، دختر نوجوان و پسرم با کشیدن تصاویر یا چسباندن برچسب های بامزه آن را تزیین می کنند، و در روزهای خاصی چیزهای بخصوصی روی آن می نویسند، مثلا: «روز بی تلویزیون»، «روز بازی خانوادگی»، « جمعه ی بستنی» و ... . در این مورد ما دو قاعده کلی داریم: یکی این که این روزهایی که روی تقویم علامت گذای می شوند نباید روز خاصی باشند و نیز نباید با تعطیلات و جشن های واقعی و رسمی و ملی در یک روز باشند. ( این احتمالا از آن رو است که جشن هایی غیر از جشن های مرسوم و موجود در تقویم به تقویم اضافه شده باشد تا به بهانه هایی ساده اوقات خوش بیشتری برای افراد خانواده فراهم بیاید.م) بچه ها از درست کردن این تقویم خیلی لذت می برند چون راهی است برای این که در طی سال فارغ از روزهای تقویمی و رسمی خودمان هم روزهایی داشته باشیم که از آن ها لذت ببریم.
جشن حماقت
فلسفه خانوادگی ما این است که اگر خوب نگاه کنی در هر وضعیتی چیز طنزآمیزی وجود دارد. هفت سال پیش تصمیم گرفتیم به این قضیه با اهدای یک نشان به کسی که احمقانه ترین کار را در سال انجام داده رسمیت ببخشیم. سالی یک بار، طی یک گردهمایی خانوادگی، تمام اعضای خانواده به احمقانه ترین کاری که شایسته دریافت این نشان است رای می دهند - مثلا به پدربزرگ به خاطر تصادف با ماشین کاملا نویش، یا به دخترم به خاطر این که تاریخ امتحان ریاضی اش را اشتباه کرده بود و از امتحان بازمانده بود و ... . شخص برنده، یک مدال خاص ( که لزومی ندارد گران قیمت باشد.م) می گیرد و این مدال هر سال دست به دست می گردد. این سنت راهی است برای این که فرزندان ما -که بین شش تا نوزده سال سن دارند- بدانند هر کسی اشتباه می کند. و بیاموزند که به جای زیاد فکر کردن و صحبت کردن در مورد اشتباهات احمقانه مان؛ می توانیم به آن ها بخندیم و به امور و مسائل دیگر زندگی مان بپردازیم.
غافلگیر کردن مامان
دوقلوهای ما ( که حالا هفت ساله شده اند) هر سال در روز تولدشان سر ساعتی که به دنیا آمده اند ( درست قبل از ساعت هفت صبح) دو شاخه رز به من هدیه می دهند. این ایده همسرم بود، چون خودش هم همیشه در روز تولدش و به مناسبت های دیگر به مادرش گل هدیه می دهد. وقتی بچه ها کوچک تر بودند همه چیز را همسرم هماهنگ می کرد اما حالا بچه ها خیلی دوست دارند که خودشان به گل فروشی بروند و یک شاخه گل به سلیقه خودشان انتخاب کنند تا با آن مرا خوشحال کنند. این که بچه هایم دارند یاد می گیرند که مهر و علاقه و احترام شان را ابراز کنند و بخشش به دیگران را می آموزند برای من ارزشمند است، و وقتی هیجان را در چهره آن ها می بینم همیشه قطرات اشک چشمم را پر می کند.
خاموش کردن همه چیز محض شوخی
در خانواده ما هفته ای یک بار همه چراغ ها، تلویزیون، بازی های ویدیویی، کامپیوتر، دستگاه پخش صوت و ... خاموش می شود، ما اسم آن را «شبِ انرژی» ( چیزی شبیه شبِ شعر(!).م) گذاشته ایم. حوالی غروب در نور چراغ قوه بازی می کنیم یا یکی از ما زیر نور شمع برای دیگران کتاب می خواند( شمع را دور از دسترس بچه ها قرار می دهیم) برای شام هم یک غذای ساده که شامل ساندویچ سرد ، میوه های تازه و سالاد آماده می کنم و روی زمین سفره ای پهن می کنیم انگار که با خوراکی های مان به پیک نیک رفته باشیم. خانواده همسرم وقتی او کوچک بود ه است این کارها را می کرده اند، به نظر ما این کار راهی برای نشان دادن نگرانی ما در مورد محیط زیست و نشان دادن اهمیت صرفه جویی در مصرف انرژی برای حفظ محیط زیست به بچه ها است. بچه های ما، نه، شش و دو ساله هستند و طی پنج سال گذشته ما این برنامه را هر هفته اجرا کرده ایم و هنوز هم بچه ها هر هفته منتظر رسیدن شب انرژی هستند.
مهمانی دوره ای چای
یکی از بهترین دوستان من عادت دارد که هر سال یک مهمانی به صرف چای و شیرینی برای مادرها و دخترها ترتیب بدهد. من هم دو سال پیش وقتی دخترم به کودکستان رفت این رسم را اجرا کردم. برای دخترم آماندا هیجان انگیز بود که در تزیین خانه به من کمک کند، لباس مهمانی بپوشد و نقش میزبان را برای دوستانش و مادران شان ایفا کند، این کار باعث شد او واقعا احساس کند بزرگ شده. ما در مهمانی مان چای، شربت و شیرینی های خانگی سرو کردیم و هر کسی از دوستان و فامیل که به مهمانی ما آمد از آن خوشش آمد، بیست و هفت نفر هم دفتر یادبود مهمانان را امضا کردند. الان آماندا مدت ها است که منتظر مهمانی چای بعدی است تا برای پختن شیرینی و سایر چیزهای مورد لزوم مهمانی به من کمک کند. در یکی دو سال آینده خواهر سه ساله او هم می تواند به ما بپیوندد.
پیوند بچه ها با مامانبرنامه کاری همسر من طوری است که شب های پیش از روزِ تعطیلِ آخرِ هفته، دیر به خانه می آید. بنابراین من و دخترانم برنامه ای به نام «شبِ فیلمِ دخترها» ترتیب داده ایم. بعد از شام، من پاپکورن درست می کنم و جِنا، چهار ساله، و سامانتا، دو ساله بالش و پتوی خود را می آورند، بعد توی اتاق نشیمن لم می دهیم و چراغ ها را خاموش می کنیم و یکی از کارتون های کلاسیکی که من در بچگی آن ها را دوست داشتم تماشا می کنیم، کارتون هایی مثل زیبای خفته، سیندرلا، جادوگر شهر اُز و ... دخترهایم از این که اوقاتی را همراه من بگذرانند و چند ساعتی بیشتر از شب های دیگر بیدار بمانند لذت می برند، و این شب تنها شبی است که آن ها می توانند با پتو و بالش شان حسابی شلوغ کاری راه بیندازند. این بخشی از هفته است که همه ما منتظر آن هستیم و در ضمن روابط نزدیک ما را تقویت و مستحکم می کند

عنوان: ده نکته برای والدین

عنوان: ده نکته برای والدین
از لحظات با هم بودن استفاده کنید
عزت نفس کودکان شدیدا تحت تاثیر کیفیت اوقاتی است که با آن‌ها می‌گذرانید، نه مقدار زمانی که می‌گذرانید. زندگی پرمشغله‌ باعث شده بسیاری از والدین به جای توجه به فرزندان‌شان تنها به این فکر کنند که کار بعدی که باید بکنند چیست. اگر کودکان اوقات باکیفیتی را در طول روز با والدین خود نگذرانند، ممکن است سوء رفتار از خود نشان دهند، چون احساس می‌کنند توجه منفی والدین به آن‌ها بهتر از بی‌توجهی است!

عمل بلندتر از حرف سخن می‌گوید
آمارها نشان می‌دهد که کودکان در روز بیش از دو هزار درخواست دریافت می‌کنند که باید اجابت کنند. نتیجتا بسیاری از آن‌ها دیگر گوش شنوایی برای حرف‌های والدین خود ندارند.
روش‌هایی برای احساس اقتدار و توانایی به کودکان ارائه دهید
اگر والدین چنین کاری نکنند، کودکان خود راه‌های نامناسبی برای احساس اقتدار خواهند یافت. بعضی روش‌ها برای این که فرزندان احساس اقتدار و توانایی کنند عبارت اند از: نظرخواهی ازآن‌ها، دادن حق انتخاب، کمک کردن در امور خانه ( حتی در صورتی که خودتان با دردسر کم‌تری می‌توانید کارهای مزبور را انجام دهید) از پیامدهای طبیعی استفاده کنید
بسیاری از اوقات وقتی والدین در موضوعی رأساً مداخله می‌کنند، فرصت‌های یادگیری را از فرزندان خود می‌دزدند. به جای عیبجویی و یادآوری‌های مدااوم اجازه دهید پیامدهای طبیعی رفتار بچه‌ها با آن‌ها سخن بگوید.
از پیامدهای منطقی استفاده کنید
اغلب ممکن است پیامدهای طبیعی رفتارها خیلی سخت و شدید باشد یا از نظر زمانی این‌قدر دیر اتفاق بیفتد که از نظر تربیتی قابل استفاده نباشد. وقتی موضوع به این شکل است، استفاده از پیامدهای منطقی مؤثر است. این نکته حائز اهمیت است که حتما پیامدهای منطقی، منطقاً با رفتاری که بچه انجام داده مرتبط باشد، تنها در این صورت پیامد منطقی می‌تواند از نظر تربیتی کارساز باشد. برای مثال اگر فرزندتان فراموش کرده فیلمی که از ویدیو کلوپ امانت گرفته برگرداند و یک هفته تمام نوار ویدیو روی زمان افتاده، برنگردان نوار تنها خشم و رنجش در فرزند ایجاد می‌کند، به جای آن، نوار را به کلوپ برگردانید و هزینه ی کرایه‌ی فیلم را از پول تو جیبی او کم کنید. در این برخورد، بچه می‌تواند منطق نظم را بفهمد.

از درگیری بپرهیزید
اگر فرزندتان در پی قشقرق راه انداختن است تا میزان صبر و شکیبایی شما را آزمایش کند، یا بی‌ادبانه صحبت می‌کند، والدین باید اتاق را ترک کنند و بگویند «هر وقت خواستی دوباره مؤدب باشی برگرد تا صحبت کنیم». صحنه را با عصبانیت یا در حالی که شکست‌خورده به نظرمی‌رسید ترک نکنید.
کار انجام شده را از شخص انجام دهنده متمایز کنید
هرگز به کودکان نگویید « تو بد هستی». به جای این به کودکان کمک کنید تا متوجه شوند چه کاری از کارهای‌شان نادرست یا غیرقابل قبول بوده است. رفتارهای بچه‌ها ممکن است نادرست باشند، مهم نیست چه کاری می‌کنند اما کودکان همچنان نیاز دارند که دوست داشته شوند.
ثبات رأی داشته باشید، تا آخر سر حرف خود باشید
بچه‌ها نیاز به پیام‌های قاطع و صریح دارند. البته این هم مهم است که به همین اندازه بر ماندن سر حرف خودتان مصر باشید. مثلا اگر کودکی می‌داند که بعد از ساعت هشت دیگر آب نبات به او داده نمی‌شود، مهم نیست چه قدر اخم و گریه و جنجال یا خواهش می‌کند، به هیچ وجه نباید بعد از ساعت هشت آب نبات داده شود.
اغلب والدین به دنبال راه حل های مصلحت آمیز هستند. این کار باعث تربیت بچه هایی می شود که احساس مغلوب بودن دارند. فراموش نکنید که می خواهید کودکان تان در بزرگسالی چگونه اشخاصی باشند و در تربیت کودک متفکرانه تر برخورد کنید.
هم‌زمان مهربان و قاطع باشید
والدین اغلب وقتی فرزندان‌شان درست رفتار نمی‌نند یا به حرف‌شان گوش نمی‌کنند آزرده می‌شوند و شکیبایی خود را از کف می دهند. این حالت به آسانی به عصبانیت می‌انجامد. به عنوان والدین بسیار مهم است که حتما تا حد ممکن آرام بمانید. قاطع بودن نیاز به فریاد کشیدن ندارد.

هوش چندگانه: روش‌های مختلف یادگیری


هوش چندگانه: روش‌های مختلف یادگیری

روش‌های یادگیری کودکان به اندازه‌ تعداد رنگ‌های رنگین‌کمان متفاوت هستند. افراد مختلف شخصیت‌های متفاوت، ترجیح‌‌ها و ذائقه‌های متفاوت دارند. معلمان و والدین باید از این تفاوت‌ها آگاه باشند و برای این تفاوت‌ها احترام قائل شوند. والدین از طریق مشاهده‌ مستمر می‌توانند بفهمند که کودکان‌شان از چه نوع یادگیرنده‌هایی هستند. مادامی که والدین این مساله را در مورد فرزندان‌شان دریابند می‌توانند فعالیت‌هایی را بسط بدهند که حداکثر قابلیت‌های بچه را متبلور کند.
* یادگیرنده‌های زبانی ( شفاهی)
· دارای حساسیت نسبت به معنا، صدا و ریتم و آهنگ کلمات هستند.
· از داستان‌گویی و نوشتن متن‌های خلاق لذت می‌برند.
· مطالعه، شعر و طنز را دوست دارند و حل جدول و چیستان برای‌شان خوشایند است.
پیشنهادهایی برای والدین
· با کودک‌تان مطالعه کنید.
· به سؤالات، دغدغه‌ها و تجربیات کودک‌تان مشتاقانه گوش فرادهید.
· کتاب برای مطالعه و کاغذ و قلم برای نوشتن در اختیار او قرار دهید.
· کودک‌تان را تشویق کنید که درباره‌ی داستانی که خوانده است صحبت کند یا چیزی را که نوشته است برای‌تان بخواند (استفاده از یک ضبط صوت هم ایده‌ی مفیدی است)
· فرصت‌هایی برای بازدید از کتابخانه‌ی عمومی محل و کتاب‌فروشی‌ها فراهم کنید.
* یادگیرنده‌های منطقی
· از بازی با اعداد، حل مسأله، بازی‌های فکری و آزمایش کردن لذت می‌برند.
· مهارت قوی در استدلال کردن و پرسیدن سؤال به شیوه‌ای منطقی دارند.
· نظم و دستورات قدم به قدم را دوست دارند.
پیشنهادهایی برای والدین
· اجازه دهید کودک‌تان دست به آزمایش و تجربه بزند.
· از کودک‌تان دعوت کنید که برای پختن کیک یا ساختن رنگ‌های نقاشی با مخلوط کردن آن‌ها به شما کمک کند.
· از کودک‌تان بخواهید صندلی‌ها را مرتب کند، لباس‌ها را مرتب در کمد بگذارد یا کشوی میز را مرتب کند.
· بازی‌هایی مانند شطرنج با او بکنید.

* یادگیرنده‌های بصری
· از خلق الگوهای بصری لذت می‌برند و نیاز به محرک‌های بصری دارند.
· خیالباف هستند.
· استعداد هنری دارند.
پیشنهادهایی برای والدین
· به کودک اجازه دهید که آثار هنری مختلف و کارهای دستی بسازد.
· این فرصت را به کودک‌تان بدهید که جدول و معما حل کند یا خودشان بسازد.
· اجازه دهید کودک‌تان مکانی را به عنوان «گوشه‌ی بازی» در اتاق خود برای خودش طراحی کند (داشته باشد)
· اجازه دهید کودک از یک دوربین برای عکس گرفتن از دوستان و خانواده استفاده کند.
· وسایل مختلف نقاشی مثل انواع رنگ نقاشی، مدادشمعی، و ماژیک برای استفاده در اختیار او بگذارید.
· بازی‌های کارتی با او بکنید.
* یادگیرنده‌های موسیقایی
· از نواختن موسیقی، آواز خواندن و طبل زدن لذت می‌برند.
· از صدای انسان، صداهای محیط و اصوات موسیقی خوش‌شان می‌آید.
· اگر چیزهایی که می‌خواهند یادبگیرند با موسیقی یا ضرباهنگ همراه باشد؛ آسان‌تر آن را می‌آموزند.
پیشنهاد‌هایی برای والدین
· به کودک اجازه دهید که یک نوار موسیقی از فروشگاه مربوطه انتخاب کند.
· کودک‌تان را تشویق کنید که به تنهایی آواز بخواند یا همراه با ریتم موسیقی کف بزند.
· فرصت‌هایی را فراهم کنید تا کودک به کنسرت و قطعات موسیقی گوش کند.
· برای آواز هم‌خوانی داشته باشید.
* یادگیرنده‌های فیزیکی
· ورزشکار و فعال هستند.
· از نمایش‌ خلاق، ایفای نقش، حرکات موزون، و بیان افکار و احساسات‌شان با حرکات بدن خوش‌شان می‌آید.
· از طریق حرکات فیزیکی، لمس کردن و احساس کردن می‌آموزند.
· برای آموختن و حل مسائل از حرکت، اشاره و بیان فیزیکی استفاده می ‌کنند.
· احتمال دارد هنگام حرف زدن به طرف مقابل دست بزنند.
پیشنهادهایی برای والدین
· کودک را درگیر فعالیت‌های چون حرکات موزون، نمایش و فعالیت‌های ورزشی کنید.
· به فعالیت‌هایی نظیر پیاده‌روی، دو یدن آرام، گردش، تنیس، دو چرخه سواری به صورت خانوادگی بپردازید.
* یادگیرنده‌های برون‌گرا
· بسیار اجتماعی هستند.
· می‌توانند احساسات و رفتار افراد را بخوانند ( پیش‌بینی کنند)
· رهبران خوبی هستند و از بودن در گروه لذت می‌برند.
· می توانند به همسالان‌شان کمک کنند و با دیگران همکاری کنند.
پیشنهادهایی برای والدین
· بازی‌های خانوادگی بکنید.
· کودک‌تان را تشویق کنید که در فعالیت‌های گروهی شرکت کند.
· او را به مباحثه و حل مسأله تشویق کنید.
* یادگیرنده‌های درون‌گرا
· مایلند مستقلاً کار کنند.
· بسیار خودانگیخته اند و فعالیت‌های منفرد را دوست دارند.
· قادرند احساسات، انگیزه‌ها و خُلق خود را بشناسند.
پیشنهادهایی برای والدین
· به کودک‌تان زمانی بدهید برای کار و بازی به تنهایی.
· از کودک بخواهید چیزی برای تمام خانواده بسازد تا همه از آن لذت ببرند.
· کودک‌تان را تشویق کنید که یک دفتر خاطرات روزانه داشته باشد.
مشاهده می‌کنید که شما می‌توانید بینش فوق‌العاده‌ای در مورد چگونگی یادگیری کودکان به دست بیاورید. بنابراین مربیان باید تلاش ‌کنند محیط آموزشی فراهم کنند که در آن همه‌ی کودکان بتوانند موفقیت را تجربه کنند.

چند لینک در مورد طب ورزشی


چند لینک در مورد طب ورزشی

مطالب فارسی
مقالات

تغذیه در ورزشکاران، تنظیم میزان انواع موادغذایی، آب، املاح و مکمل های دریافتی ورزشکاران برای حفظ سلامتی آن ها، تغذیه قبل از مسابقه، کاهش وزن برای ورزشکاران، تدوین برنامه غذایی برای ورزشکاران
http://www.irteb.com/sportmedical/sportdiet.htm


اقدامات اولیه در آسیب های ورزشی، اصول برخورد با آسیب های شدید، اقدامات اولیه، استراحت در ورزشکاران آسیب دیده، علل بروز صدمات ورزشی، روش های جلوگیری از آسیب های ورزشی
http://www.irteb.com/sportmedical/sportdamage.htm


آیا ورزش کردن برای زنان سودمند است، در چه مواردی زانن نباید ورزش کنند، تاثیرات ورزش بر قاعدگی، فواید فعالیت بدنی برای زنان باردار و ورزش های مفید و مضر برای زنان باردار
http://www.irteb.com/sportmedical/womensport.htm


داروهای نیروزا - دوپینگ - و عوارض آن
http://www.irteb.com/sportmedical/doping.htm
http://www.irteb.com/sportmedical/otherdoping.htm


ورزش و تحرک رمز سلامتی
http://www.irteb.com/sportmedical/taharok.htm


تغذیه متعادل و هرم موادغذایی
http://www.irteb.com/sportmedical/dietmoteadel.htm


مقالات جالب و مفید در باره سلامت ورزشکارانhttp://www.irib.ir/health/html/sports.htm


اخبار و مطالب کوتاه در مورد طب ورزشی:

ورزش در حین کار ضروری است http://www.isna.ir/news/NewsCont.asp?id=465604

چرا بدن شما نیاز به ورزش کردن دارد ؟http://www.irib.ir/health//html/ExerciseinDiabetes.htm

شعار سازمان بهداشت جهانی:تحرک رمز سلامتhttp://www.irib.ir/health//html/world%20health%20day1.htm

ورزش و آرتروز http://www.irib.ir/health/html/artros.htm

سوء مصرف داروهای استروییدی مخصوصا در بین ورزشکاران در حال افرایش استhttp://my.webmd.com/content/article/90/100757.htm?z=3734_00000_1000_ts_01


خطر نوشیدن زیاد آب به هنگام ورزشهای شدید
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=799


شنا" بهترین ورزش برای درمان آ
رتروزhttp://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=738


پروفسور ژوزف تامی جی ، متخصص تغذیه و رژیم درمانی از کالیفرنیا ، در این گفتگو با ایسنا ، از کم کردن چربی بدن در ورزشکاران ، بایدها و نباید ها در این خصوص و نقش حیاتی چربی در سوخت و ساز بدن ، می گوید
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=727.



بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد ورزش‌های کششی و قدرتی بسیار بیشتر از انواع دیگر ورزش‌ها در تسکین دردهای کمری و بهبود فعالیت بیماران موثر است.
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=708


گرفتگی عضلات در هنگام ورزش در ورزشکاران حرفه ای و غیرحرفه ای
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=668


کودکان،آسم، ورزش
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=655


تاثیر ورزش بر سیستم قلب و عروق
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=Sections&op=viewarticle&artid=254


6 دقیقه ورزش شدید برابر با 6 ساعت ورزش متعادل
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-538193


ورزش و سلامت جنسی
http://news.iransalamat.com/archives/09112003_074159.php#000438


مطالب انگلیسی:
توصیه های فیزیوتراپیست ها برای کاهش آسیب های پیاده روی ورزشیhttp://www.sportsmedicine.com/index.php?p=67#more-67
تاثیر مکمل های غذایی در کارایی ورزشکارانhttp://www.physsportsmed.com/issues/1997/06jun/armsey.htm
ماساژ چگونه تخریب عضلانی را به تعویق میندازدhttp://bjsm.bmjjournals.com/cgi/content/full/37/1/72
آسیب های ورزشی رایج در زنانhttp://sportsmedicine.about.com/msubwomeninjuries.htm
نقش تغذیه در کارایی ورزشکارانhttp://www.dietitians.ca/news/downloads/sport_nutrition_file_english.pdf

 

 


 
comment نظرات ()

 
هفت مانع موفقیت
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢
 

 7 مانع موفقیت

MIADGAH IS THE BEST


این موانع می تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند:                                                
1) پشت گوش‌ اندازی                                                                                           
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایف‌شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.                                                                                 


اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار بسرعت      هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از     انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.                                                                   


2) ترس از موفقیت                                                                                                
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا" می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از         موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب‌آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت          گریبان‌گیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛             مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.                               

تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا    کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.                                                                                                               


3) وسواس                                                                                                         
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ می‌باشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چرا که خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک می‌نمایند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزئی زیان‌آور است چرا که زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.                                                                                          

اینگونه افراد،سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید بکار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های   مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد نمود.              


4) نا امنی                                                                                                           
افراد ضعیف و سست بنیان بعلت داشتن احساس ناامنی،در کارشان پیشرفتی   حاصل نمی‌گردد. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اینگونه انسان‌ها در بی‌میلی  آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها می‌گردد.                                               


5) اطرافیان                                                                                                          
ممکن است شما همه شرایط لازم برای منعکس نمـودن فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آنـها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و یا اصلا" دیـدگاهی نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار میکنند.                                                            


برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل واستعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی وتردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها گردند.                     

6) فقدان منابع                                                                                                       
هیچ چیزی ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه    قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط بخاطر عوامل خارج از کنترل      خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی و یا کمبود زمان بدلیل نگهداری از       خانواده و یا مسؤلیتهای دیگر میتواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط    فقر و یا تامین نمودن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت    از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده ترسیم خواهد نمود.                                         

7) نیاز به دیدگاهی درون‌نگر                                                                                   
یک معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرایدار میتوانند بطرق مختلفی مـوفق  باشنـد. با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نگردید. یـک قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـی نمایید.                                                                                       

خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفس‌تان، دقت کنید که قدم‌های  صحیـحـی جهت بهینه نمودن فرصت‌ها برای بدست آوردن موقعیتی موفق‌تر و  راضی کننده‌تر بردارید  


 
comment نظرات ()

 
عشق کافی نیست
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٤
 

 

Bia2BND.Com

تعجب نکنید ، این تنها عنوان فیلم سینمایی یا رمان نیست. عنوان مقاله های آموزشی و علمی نیز می تواند باشد! چون حقیقت دارد. مطالعات امروز حاکی از این حقیقت است که فاکتورهای دیگری نیز در کیفیت ازدواج موثر هستند. بیشتر خوانندگانی که مشغول مطالعه این متن هستید ، به دنبال عشق گمشده خود نیز می باشید. جامعه و فرهنگ به ما می گوید که عشق درمان گر همه چیز است و به دنبال آن شادی واقعی شکل می گیرد. ما به دنبال کسی هستیم که ما را کامل کند. و زمانی که ما عشق خود را یافتیم با او ازدواج کرده و این آمیزه ای از شعف و سعاد ت را به همراه خواهد داشت. اما کمی از نتیجه تحقیقات دانشگاه استرالیا دراین زمینه بشنویم. از نظر آنها عشق تنها چیزی نیست که دوام و کیفیت زندگی را بعد از ازدواج تضمین می کند. آنها به مدت ۶ سال حدود ۲۵۰۰ زوج را مورد مطالعه قرار داده تا در واقع بفهمند که چه چیز بعد از ازدواج قوام و دوام آن را تحت تاثیر قرار می دهد. نتیجه مطالعات آنها نشان می دهد که فاکتورهای دیگری به غیر از عشق نیز موثر است.
در ادامه به بعضی از فاکتورهای اتفاقی  که به طور موثری در این زمینه نقش بازی کرده و موجب موفقیت و شکست در ازدواج می شوند اشاره می کنیم.
۱-     اختلاط فامیلی: ۲۰  درصد از ازدواج هایی که شامل فرزندانی از ارتباط قبلی است منجر به طلاق می شود.
۲-    دومین یا سومین ازدواج: ۹۰درصد از این زوج ها تمایل به جدایی و طلاق دارند.
۳-    سن:  اگر مرد در زمان ازدواج از نظر سنی کمتر از ۲۵ سال باشد و یا ۹ یا ۱۰ سال بزرگتر از همسر خود باشد ، تمایل او برای طلاق دو برابر بیشتر از مردانی است که سن آنها بیشتر از ۲۵ سال است و یا از نظر سنی به همسر خود نزدیکتر می باشند.
۴-    آرزوی داشتن فرزند: اگر زن بسیار قوی تر از مرد مایل به داشتن فرزند باشد ، این ازدواج به نظر چندان موفق نیست.
۵-     وضعیت ارتباط والدین: زوج هایی که حاصل والدین طلاق باشند ۱۷درصد  بیشتر از بقیه مستعد پیروی از والدین خود هستند!
۶-    استعمال دخانیات: ارتباطاتی که در آن یک نفر عادت به مصرف دخانیات دارد اغلب با شکست مواجه می شود.
۷-     پول: ریشه تمام گناهان؟! دقیقا نمی توان چنین ادعایی کرد اما ۱۶درصد از ارتباط هایی که در آن مرد فاقد درآمد است منجر به جدایی و طلاق می شود.

مطالعه ای دیگر مدعی است که عکس های همسر شما در دوران دبیرستان می تواند آینده و دوام ازدواج شما را بازگو کند!!
در این مطالعه میزان وسعت لبخندهای افراد در عکس ها و ارتباط آن با  میزان موفقیت آنها در ازدواج بررسی شده است. افرادی که لبخندهای قوی (در عکس ها) بر لب دارند در زندگی مزدوج نیز موفق بوده و طلاق نگرفته اند و برعکس. اگر چه این ارتباط به نظر چندان منطقی نیست اما ادعاهای روان کاوی می گوید که طبع و گرایش شاد و خرم عموما در میزان موفقیت افراد در ازدواج موثر است.
مطالعه ای دیگر مدعی است که موفقیت و  شکست در ازدواج قابل پیش بینی است. برای مثال دانشمندان دانشگاه استکهلم گزارش می دهند که ژن الفت و محبت _ ژنی که در تنظیم هورمون تنگ کننده رگ ها _ موثر است ، ارتباط قوی با میزان موفقیت افراد در ازدواج دارد. این مطالعه میگوید اگر مردان این هورمون را به مقدار بیشتری در مغز داشته باشند تمایل بیشتری نیز برای حفظ دوام زندگی زناشویی خود خواهند داشت.
در حالی که بسیاری از این فاکتورهای ذکر شده به نظر مسخره می آیند اما ما بسیاری از این فاکتورهای  مانع نظیر بچه ها، طلاق قبلی و تفاوت سنی را نیز نادیده می گیریم و تنها به دنبال رایحه قوی عشق هستیم.
گاهی وقتها هورمون عشق به قدری قوی عمل می کند که منطق و دلیل داشتن یک ارتباط رمانتیک را تحت تاثیر قرار می دهد.


 
comment نظرات ()

 
آموزش موفقیت
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳
 

 آموزش موفقیت

 

سلف سررویس و امت فاکس
مدیران بزرگ اشتباهاتشان را می پذیرند
10 روش برای افزایش رضایت از زندگی
خانه شاد با «فنگ شوی
رمز موفقیت میلیونر ها
برایان تریسی!
کتاب دستی زندگی
چگونه خوش شانس باشیم؟!!
اگر 18 ثانـــــیه تا 68 ثانــــیه ادامـــــه یابد
برای قوی‌تر شدن، نقطه‌ضعف‌هایت را فاش کن!
آیا با تو خوشبخت می شوم ؟!
راه های تقویت حافظه
مصاحبه و استخدام
مدیریت اقتصاد در ایران باستان
7 راز جهانی،از افراد خوش شانس!؟
رازهایی برای دوستی
اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم
چهل گام موفقیت
پندهایی از استادان زن , جملات قصار
برخورد با منفی گرایی در محل کار
افراد موفق چگونه از ابعاد زمان استفاده می کنند؟
کسب درامد از اینترنت      

 


 
comment نظرات ()

 
ده عامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان‌ها
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸
 


ده عامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان‌ها 


نویسنده : محمد مرادزاده/فرید به آذین/بنیامین کریمی -- تماس با نویسنده مقاله 


درباره نویسنده: سازمان صنایع هوافضا  پژوهشکده سیستم های دفاعی


مترجم: http://modirha.com


کلمات کلیدی: 


خلاصه : هدف از این مقاله ارائه درکی بهتر از محورهای مهم پیاده سازی نظام مدیریت دانش در یک سازمان است. با توجه به اینکه مدیریت دانش به ارتباط بین افراد و چگونگی به کارگیری فناوری اطلاعات وابسته است درمی‌یابیم که هدف از مدیریت دانش معرفی راهکارهایی است که سازمان را در نیل به سوی اهدافش یاری رساند. راهکارهای معرفی شده در 10 محور مهم دسته بندی شده است که کلیات طرح یک سیستم مدیریت دانش را ارائه می‌کند. این 10 محور اصلی شامل: رهبری، فرهنگ سازمانی، فرایندها، دانش آشکار و پنهان، کانونهای دانش، اندازه‌گیری دانش، افراد و مهارتها، اهرمها و تقویت‌کنندگان بازار دانش و زیرساختهای تکنولوژیک است. امروزه دیگر همه گروههای کاری و علمی اذعان دارند، برای اینکه سازمانها بتوانند در دنیای تجارت و رقابت، حضور مستمر و پایدار داشته باشند، باید حول محور علم و دانش فعالیت کنند. علی رغم اینکه دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری است و شرط موفقیت سازمانها دستیابی به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح است، اما باز هم بسیاری از سازمانها هنوز به مدیریت دانش به طور جدی توجه نکرده اند. به گفته پیتر دراکر، «راز موفقی


متن کامل :


هدف از این مقاله ارائه درکی بهتر از محورهای مهم پیاده سازی نظام مدیریت دانش در یک سازمان است. با توجه به اینکه مدیریت دانش به ارتباط بین افراد و چگونگی به کارگیری فناوری اطلاعات وابسته است درمی‌یابیم که هدف از مدیریت دانش معرفی راهکارهایی است که سازمان را در نیل به سوی اهدافش یاری رساند. راهکارهای معرفی شده در 10 محور مهم دسته بندی شده است که کلیات طرح یک سیستم مدیریت دانش را ارائه می‌کند. این 10 محور اصلی شامل: رهبری، فرهنگ سازمانی، فرایندها، دانش آشکار و پنهان، کانونهای دانش، اندازه‌گیری دانش، افراد و مهارتها، اهرمها و تقویت‌کنندگان بازار دانش و زیرساختهای تکنولوژیک است.


امروزه دیگر همه گروههای کاری و علمی اذعان دارند، برای اینکه سازمانها بتوانند در دنیای تجارت و رقابت، حضور مستمر و پایدار داشته باشند، باید حول محور علم و دانش فعالیت کنند. علی رغم اینکه دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری است و شرط موفقیت سازمانها دستیابی به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح است، اما باز هم بسیاری از سازمانها هنوز به مدیریت دانش به طور جدی توجه نکرده اند. به گفته پیتر دراکر، «راز موفقیت سازمانها در قرن 21 همان مدیریت دانش» است. دانش مفهومی فراتر از داده و اطلاعات است. داده به اعداد و پاسخهایی گفته می‌شود که به تنهایی دارای مفهوم کاربردی برای سازمان نیستند. اطلاعات به صورت پیام و تفسیر قابل انتقال است. اطلاعات به مجموعه مرتبط از داده ها گفته می شود که به صورت یک پیام هستند. اطلاعات معمولاً مبنای تصمیم گیریها در سازمان است. دانش به مجموعه اطلاعات سازماندهی شده، راهکار عملی مرتبط با آن، نتایج به کارگیری آن در تصمیمات مختلف و آموزش مرتبط با آن، گفته می‌شود. گاهی به اشتباه «مدیریت دانش» و «مدیریت اطلاعات» یکی تلقی می شوند، حال آنکه این دو یکی نیستند. مدیریت اطلاعات به طور مشخص بر داده‌های پردازش شده تمرکز دارد. دانش زیر بنای مهارت، تجربه و تخصص هر فرد است. امروزه سرمایه های یک سازمان تنها سرمایه مالی و فیزیکی نیستند بلکه سرمایه دانشی مهمتر از این دو سرمایه، مورد توجه است. مدیریت دانش در یک سازمان، متشکل از راهبردها و فرایندهایی است که قادرند نیازهای دانش کل سازمان، مشتریان و کارکنان را برآورده سازند. برخی دیگر نیز بیان می‌دارد که مدیریت دانش را، فرایند گسترده ای می دانند که امر شناسایی، سازماندهی، انتقال و استفاده صحیح از اطلاعات و تجربیات داخلی سازمانی را مورد توجه قرار می‌دهد.علت بی‌توجهی بسیاری از سازمانها نسبت به مدیریت دانش، درک متفاوتی است که از این مقوله در سازمانها وجود دارد. برای اجرای مدیریت دانش به یک بازه زمانی نسبتا" طولانی، فراهم سازی بسترهای فکری و فرهنگی، مهارتی و آموزشی، کانونهای دانشی و فراهم آوردن بسترهای تکنولوژیک نیاز است. در ادامه محورهایی که در موفقیت مدیریت دانش در سازمان‌ها نقش حیاتی دارند، معرفی و نقش آنها در بهبود کارایی و اثربخشی فرایندهای کاری و تجاری سازمانها مورد بررسی قرار می گیرد.


رهبری در مدیریت دانش: مانند بیشتر برنامه‌ها، پروژه های مدیریت دانش باید از حمایت مدیریت ارشد سود ببرند. انجام مدیریت دانش در یک سازمان مستلزم وجود رهبری آگاه و تاثیرگذار در سازمان است. در چنین سازمانهایی به دانش به عنوان یک منبع با ارزش توجه می‌شود و فعالیتهایی که برای به حداکثر رساندن ارزش این منبع انجام می‌شود، شدیدا" مورد توجه است. علی رغم همه صحبتها درباره نیروی فکری و سرمایه معنوی، تعداد کمی از مدیران ماهیت واقعی سازمان بر مبنای دانش را درک کرده‌اند.


فرهنگ در مدیریت دانش: فرهنگ و ساختار سازمانی باید پشتیبان سیستم مدیریت دانش در سازمان باشد. فرهنگ و ساختار مناسب برای سازمان می تواند به صورت زیر تعریف شود: فرهنــگ سـازمانی که در آن "خلاقیت و نوآوری" یک ارزش محسوب می شود یکی از ابعاد پیش برنده مدیریت دانش است.


فرهنگ ( باورها و تصورات)، توسط اعضای سازمان به اشتراک گذاشته می‌شود. ارزشهای سازمان، اصول و مقررات نانوشته و روشهای اجرایی، منابع فرهنگی دانش را تشکیل می دهند. محتوای فرهنگ سازمان، به عنوان منبع دانش می‌تواند توسط افراد، دستورالعملها، روش کار و دستگاههای رایانه‌ای سازمان تقویت شود. بنابراین، یادگیری و رشد فردی و سازمانی باید یک ارزش تلقی ‌شود. تمامی کارکنان سازمان در تمامی سطوح و در هر موقعیتی، بر این باورند که باید دانش و اطلاعات خود را، جهت رشد و موفقیت سازمان، با یکدیگر به اشتراک گذارند و این تفکر در سازمان تشویق و حمایت می شود. به کارکنان اجازه سعی و خطا، تجربه و یادگیری داده می‌شود. در چنین فرهنگ سازمانی، تفکر، اتلاف وقت تلقی نمی‌شود بلکه تشویق هم می‌گردد. فضای حاکم بر سازمان به گونه ای است که تمام افراد با شور و شوق تمام در پی یادگیری و انتقال آموخته‌هایشان به دیگران هستند. ارتباطات به مرزهای تیمی، بخشی و حتی سازمانی محدود نمی شود و جریان آزاد اطلاعات، دانش و ایده ها برقرار است. تمامی افراد سازمان براساس سهمی که در رشد دانش سازمان داشته اند مورد ارزیابی و تشویق قرار می‌گیرند. افراد به سادگی می توانند به خبرگان و متخصصان دسترسی داشته باشند و از دانش آنها بهره مند شوند. ساختار و فضای کاری به گونه ای است که افراد می‌توانند بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران و بدون محدودیت، در فضای غیر رسمی به بحث و گفت گو بپردازند. جلسات به گونه ای مدیریت می شود که هرگز یک نفر بر جلسه حاکم نیست و گفت گوی آزاد و چند جانبه، با مشارکت همگان، وجود دارد. محیط سازمانی مشخصه های زیادی دارد که منبع دانش بالقوه هستند. بنابراین، از طریق ارتباط با این مشخصه ها، یک سازمان می‌تواند منابع دانش خود را پیدا کند. این موضوع می تواند به صورت منبع دانش مجازی که می‌تواند در دسترس باشد یا از محیط کسب شود، مورد توجه قرار گیرد. برای مثال شبکه گسترده جهانی اینترنت یک منبع دانش مجازی است که به طور نسبی ساده و کم هزینه است.


فرایندها در مدیریت دانش: منظور از فرایندها در مدیریت دانش، جمع‌آوری و سازماندهی دانش سازمان و بهره‌برداری و حفاظت از این سرمایه‌های دانشی، کسب شده است. کسانی که نمی‌توانند گذشته را به خاطر آورند محکوم به تکرار هستند. بنابراین آموزش افراد از طریق آموخته‌ها مانعی برای دوباره‌کاریهای بسیار در سازمان است. فرایندهای کسب و کار در سازمانها، برای عملکرد بهتر، نیاز به دانش دارند. فرایندهای مدیریت دانش در سازمان باید دارای این توانایی باشند که به طور اثر بخش و کارآمد دانش مورد نیاز جهت تحقق فرایندهای کسب و کار سازمانی را پردازش کنند. این امر نیازمند هماهنگی بین جریان کار در سازمان با فرایندهای سازمان است که این فرایندها یکپارچگی لازم را با جریان فعالیتها داشته باشند. به این معنی که نیاز فرایندها به دانش ارضا شود و دانش و اطلاعات زائد نیز در سیستم انباشته نشود. در این فرایندها، علاوه بر دانش داخل سازمان، منابع دانشی خارج از سازمان نیز باید در نظر گرفته شود.


کنترل دانش آشکار: این بخش از مدیریت دانش از دو جنبه نگهداری و قابل دسترس بودن مورد توجه است. سازمانها باید بتوانند منابع اطلاعاتی داخلی و خارجی سازمان خود را به طور سیستماتیک مدیریت کرده و کلیه اطلاعات سازمانی مرتبط را تحت اختیار خود داشته باشند. برای این منظور داشتن پایگاه اطلاعاتی سازمان راهگشا است تا اطلاعات با ارزش سازمان به طور مناسب نگهداری و در مقاطع زمانی منظم به روز شود. کیفیت اطلاعات نیز از نظر صحت و اعتبار باید تحت کنترل قرار گیرد. این اطلاعات اساس بسیاری از فعالیتها و تصمیمات سازمان در سطوح مختلف خواهند بود و در نتیجه با گذشت زمان صحت و اعتبار آنها نباید خدشه دار شود. این اطلاعات باید سازماندهی شده تا دسترسی به آنها با سهولت امکان پذیر باشد.


کشف دانش پنهان: یکی از مشکلات در زمینه مدیریت دانش، مدیریت بر دانش پنهان سازمان است، یعنی دانشی که در ذهن و قابلیتهای افراد نهفته است. برای این منظور دو رویکرد کلی توسط اغلب سازمانها اتخاذ می شود:


1- دانشی که به طور مکرر مورداستفاده تعداد محدودی از متخصصان قرار می گیرد، باید استخراج و به دانش آشکار تبدیل شود؛


2- روش مبادله مستقیم دانش پنهان که در این مبادله، می‌توان از روشهایی نظیر تهیه بانک اطلاعاتی متخصصان‌، جلسات بحث و گفت گو و تبادل نظر به طور حضوری و مجازی، جلسات سمینار و کارگاههای آموزشی و از این قبیل استفاده کرد. برای مثال تجربیاتی که طی انجام پروژه ها یا در انجام آزمایشها (سعی و خطا )کسب می شود، همگی مثالهایی از دانشهای پنهان هستند. این دانش متعلق به کارکنان سازمان است و تقلید از آن توسط رقبا مشکل است. لذا این نوع دانش برای سازمان توانمندی اصلی ایجاد کرده و بدین وسیله شرکت و یا سازمان را از رقبایش متمایز می‌سازد. توانمندیهای مذکور به واسطه یادگیری توسعه می‌یابد. از طرفی مبحث نوآوری در دانش چنین بیان شده است که دانش پنهان به تنهایی باعث افزایش نوآوری نمی‌شود بلکه فقط بر بهبود مستمر تاثیر دارد و به دلیل آنکه دانش پنهان معمولاً قسمتی از فرایندهای یادگیری بلندمدت است به عنوان یک عنصر محافظت کننده در ارتباط با نوآوری عمل کرده و همچنین به عنوان بخشی از سیستم ایمنی سازمان، از تقلید و کپی‌سازی ‌سیستم ها جلوگیری می کند. با وجود این، دانش پنهان از طریق یک عامل، باز خور منفی محدود می‌شود. این عامل مربوط به زمانی است که هیچگونه نوآوری در سازمان رخ ندهد.


وجود کانونهای دانش: کانونهای دانش در سازمانها، مکان جمع آوری، سازماندهی و انتشار دانش هستند. این کانونها ممکن است به طور فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این کانونها، تهیه، نگهداری و بهنگام سازی دانش است. این کانونها، شریانهای دانش هستند و کلیه جریانهای دانشی از آنها عبور می‌کند. مزیت این کانونها، علاوه بر یکپارچگی و انسجام محتوای دانش سازمان، از بسیاری دوباره کاریها، خصوصاً در کسب دانش جلوگیری می کند. کانونها در برگیرنده این موضوع هستندکه دانش مورد نیاز در کجا و چگونه یافت می‌شود. دسته بندی دانشهای مختلف به منظور تسهیل در دسترسی کارآمدتر آنها نیز از وظایف کانونهای دانش است.


تقویت بازار دانش: بسیاری از اقدامات دانشی سازمانها برای کاهش دوباره کاریها و بهبود فرایندها است. این مهم با شیوه‌هایی مانند بهبود در خدمات و محصولات و یا ارائه خدمات مبتنی بر دانش و استفاده از دانش مشتری برای ارائه محصول و خدمات بهتر نیز می‌تواند حاصل شود. بیشتر شرکتها با ارائه پرسشنامه‌هایی در این زمینه و کسب اطلاعات از مشتری در بهبود محصولات کمک گرفته‌اند. همچنین دانش داخل سازمان نیز چنانچه به صورت مکتوب ارائه گردد قابل فروش خواهد بود. سازمانها باید تلاش کنند تا دانش خود را در خروجی سازمان متجلی سازند. عملکرد مدیریت دانش باید در جهت تقویت بازار، به خصوص بازار دانش باشد. در بسیاری از سازمانها، فروش دانش سازمان به عنوان محصولات و خدمات جنبی ایفای نقش می‌کند. برای مثال روش اجرای یک فرایند که در حوزه سازمان بهترین عملکرد را دارد می‌تواند به دیگران فروخته شود. به عبارت دیگر لازم است که خدمات مطابق سلیقه و سفارش مشتری و طبق نیاز فرد یا گروه های خاص انعطاف پذیر باشد و خروجی کاملا سفارشی، بر مبنای نیاز خاص مشتریان ارائه شود.


روش اندازه‌گیری: یکی دیگر از پارامترهای پیش برنده مدیریت دانش، اندازه گیری تاثیر خدمات و فعالیتهای در زمینه مدیریت دانش است. برای توسعه مدیریت دانش در سازمان باید تغییراتی که به تعامل و یا دوباره سازی دانایی منجر می‌گردند به طور نظام‌مند شناسایی، اندازه گیری، تشویق و حمایت شوند. سازمانها برای اینکه بتوانند مدیریت دانش را توسعه داده و تقویت کنند، باید در فعالیتهای زیر مهارت لازم را به دست آورند. این مهارتها عبارتند از:


1)توانایی کسب تجربه از موفقیتهای دیگران و به کارگیری آنها؛


2)کسب تجربه از تجارب قبلی و فعلی؛


3)الگو برداری از سازمانهای موفق و مقایسه آنها با روشهای خود؛


4) توانایی انتقال مؤثر و سریع دانش در تمام سطوح سازمان.


اندازه‌گیری دانش به طور مطلق و اینکه در چه کاری به صورت مستقیم موثر بوده و نتیجه عمل برمبنای آن در کسب و کار چه بوده، بسیار مشکل است. از سوی دیگر اگر ندانیم کجا خط شروع است چطور می‌توانیم بفهمیم که چه زمانی به انتهای خط رسیده‌ایم؟ برای مدیریت این سرمایه‌ها، سازمانها باید بتوانند داراییهای فکری خود را اندازه‌گیری کنند. همچنین سازمانها باید در اندازه گیری عملکرد، شاخصهای مرتبط با داراییهای ناملموس، از جمله دانش سازمان، را نیز لحاظ کنند. اصولاً آنچه قابل اندازه گیری نباشد، قابل مدیریت نیز نخواهد بود. اغلب سازمانهایی که در حوزه مدیریت دانش، موفق هستند، در فواصل زمانی و یا سالانه، گزارشی از وضعیت داراییهای فکری خود را به سهامداران و سایر ذینفعان ارائه می‌دهند.


افزایش تعداد افراد درگیر و مهارت‌های آنان: مهارت کارکنان سازمان در تمامی سطوح، برای موفقیت سازمان بسیار ضروری است. مدیران سازمان باید موظف باشند تا اصول و تکنیک‌های مدیریت دانش را آموخته و آنها در سازمان و تیم های تحت سرپرستی خود به کارگیرند. مدیریت دانش بدون همکاری تمامی پرسنل سازمان عقیم خواهد ماند. بنابراین، باید آموزش عمومی در سازمان انجام شود و تمامی کارکنان سازمان برای موفقیت آن تلاش کنند. نقشها و مسئولیتهای مرتبط با مدیریت دانش باید شناسایی و به صورت مناسب به کارگیری شوند. اختصاص دادن گروهی از افراد که مسئولیت این مهم را بر عهده داشته باشند در پیشبرد مدیریت دانش موثر است.


زیر ساخت تکنولوژیک: حوزه دیگری که سازمانها برای موفقیت در مدیریت دانش باید مورد توجه قرار دهند حوزه زیر ساختهای تکنولوژیک است. یکی از موضوعهای مرتبط با مدیریت دانش سازمانی، پیشرفتهای شگرف و خیره‌کننده فناوری اطلاعات است. این امر باعث سرمایه گذاری قابل توجه سازمانها گردیده است. در این زمینه مشکل آن است که سازمانها به طور یک جانبه و بدون درنظرگرفتن تمامی ابعاد و زمینه های مربوط در آن سرمایه گذاری می‌کنند. این کار باعث شده است تا فقط آن بخش از پایگاه دانش، که به راحتی قابلیت فرموله شدن دارد و به سهولت در دسترس افراد قرار داده می‌شود، محور توجه قرار گیرد. در مقابل آن، دانش پنهان با نقش غیر قابل انکار آن در تعیین میزان توان رقابتی سازمان است، که صرفاً به دلیل فقدان قابلیت فرموله شدن در حاشیه قرار می‌گیرد. نتایج نشان داده است که چنانچه دانش پنهان در ایجاد مزیت رقابتی سازمان نقش اصلی را ایفا کند، آنگاه سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و استفاده از آن بدون توجه کردن به دانش پنهان، موجب از دست رفتن سریع مزیت یاد شده می‌شود. از این رو سازمانها نباید انتظار داشته باشند که این نوع سرمایه گذاری به ایجاد و حفظ مزیت رقابتی برای آنان منجرگردد. البته کاربردهای مختلف فناوری اطلاعات، به عنوان ابزارهایی کارآمد، می تواند تسهیل کننده فرایندهای مدیریت دانش باشد. در تمامی چرخه عمر دانش، یعنی ایجاد، ذخیره سازی، به کارگیری، ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند مفید واقع شود.


آموزش مستمر نقش مهمی در به کارگیری ایده‌ها و مشارکت کارکنان در حل مسائل کسب و کار دارد. استفاده از فناوری بالا موجب می شود که سرعت و صحت خدمات افزایش یافته و مشتریان از رضایتمندی بالاتری برخوردار شوند.


 


نتیجه گیری


با توضیحات داده شده، سعی بر این است تا عوامل کلیدی موثر در مدیریت دانش را معرفی و بتوان اقدام به ارزیابی مدیریت دانش در سازمان نمود. در هر صورت آنچه حائز اهمیت می باشد شناخت و آشنایی کافی با مفاهیم مدیریت دانش، شرط لازم برای پیاده سازی پروژه‌های مدیریت دانش در سازمان است. با آشنایی اجمالی با این ده محور، می‌توان وضعیت مدیریت دانش سازمان را مورد ارزیابی قرارداده و نقاط قوت و ضعف سازمان را بر اساس عوامل مطرح شده، شناخت. این شناخت می تواند در اجرایی و عملی تر کردن پیاده سازی مدیریت دانش در مراحل بعدی کمک شایانی کند.


 


نویسندگان :


محمد مرادزاده: سازمان صنایع هوافضا  پژوهشکده سیستم های دفاعی


فرید به آذین: سازمان صنایع هوافضا  پژوهشکده سیستم های دفاعی


بنیامین کریمی: سازمان صنایع هوافضا  پژوهشکده سیستم های دفاعی 

 


 
comment نظرات ()

 
عادت مردمان موثر
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

 

7عادت مردمان موثر
محمود کریمی karimi@iiits.org 
سیده نونا میرخانیmirkhani@iiits.org

چکیده 
TRIZ به معنای تئوری حل مسئله به روش ابداعی است. گنریش آلتشولر برای اولین بار در سال 1946 این تئوری را با طرح این نظریه که قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. مورد بررسی قرار داد. با مجهزشدن به قوانین و الگو توسعه سیستم های این تکنیک، مردم می آموزند که چگونه می توان دست به خلاقیت و نوآوری زد، فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و در مسیر آن گام برداشت.

کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی، یکی از مطرح ترین کتابهای منتشرشده در زمینه مدیریت و روان شناسی انسانهاست که نویسنده در آن به هفت عادت مردمان موثر اشاره کرده است که دارای یک سیر تحولی از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی، همکاری و ارتباطات (سه عادت دوم) و در نهایت دوباره سازی و یکپارچه کردن همه عادتها (عادت هفتم) هستند.

در این نوشته، سعی شده است برخی اصول و مفاهیم تئوری حل مسئله به روش ابداعی با هفت عادت ذکر شده در کتاب هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گیرد.

مقدمه
تئوری حل مسئله به روش ابداعی (THEORY OF INVENTIVE PROBLEM SOLVING = TIPS) و TRIZ سر واژه عبارتی به همین معنا در زبان روسی است. توسعه TRIZ از سال 1946 توسط گنریش آلتشولر (GENRISH ALTSHULLER) و همکارانش در شوروی سابق آغاز شد و در حال حاضر نیز در بسیاری از نقاط دنیا در حال فراگیری، به کارگیری و توسعه است.

پژوهش در مورد TRIZ، ابتدا با این نظریه شروع شد: قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. اگر این قوانین به درستی شناسایی، دسته بندی و کدگذاری شوند، می توانند به مردم بیاموزند که چگونه می توان فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و هرچه بیشتر در مسیر آن گام برداشت. این تحقیقات در مقاطع و سطوح مختلفی طی 50 سال صورت پذیرفت. بیش از دو میلیون سند اختراع(PATENT) بررسی و طبقه بندی شد و سپس به منظور تحلیل آنها و شناسایی قوانین نوآوری و سطح بندی مسایل و اختراعات، مورد مطالعه قرار گرفت. سه نتیجه اصلی این پژوهشها، به قرار زیراست:

1 - مسایل و راه حلهای آنها، در صنایع و علوم مختلف تکرار می شوند؛
2 - الگوهای تکامل فنی، در صنایع و علوم گوناگون تکرارپذیرند؛
3 - نوآوریها و اختراعات انجام شده در یک حوزه علمی، بر دیگر عرصه ها و زمینه های دانش تاثیر می گذارند.
در به کارگیری این تئوری، هرسه یافته برای ایجاد و توسعه یک محصول، خدمت یا سیستم به کار گرفته می شوند.
شرکتهای بزرگ و کوچک بسیاری از TRIZ استفاده می کنند. این شرکتها، این تئوری را در سطوح مختلفی مانند حل مسایل واقعی، مشکلات روزمره و عملیاتی و پیش بینی و تصمیم گیری درباره جهت گیریهای آینده فناوری به کار می گیرند. این تئوری در شرکتهایی چون فورد، زیراکس، هوندا، موتورولا، زیمنس، فیلیپس، ال جی، سامسونگ، میتسوبیشی، کداک، فوجی فیلم، سونی و صدها کمپانی دیگر، در حال اجراست.
باتوجه به نوپابودن این تئوری در ایران، مقاله زیر به منظور آشنایی با گستره آن از طریق موضوعی آشناتر انتخاب شده است. در این نوشته، برخی از اصول و مفاهیم TRIZ با کتاب مدیریتی هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته است.

.39*موسوم به ماتریس تضادها است. TRIZ برای مسایل مدیریتی نیز 31 پارامتر و 40 استراتژی خلاق را معرفی می کند و برای حل مسایل مدیریتی از ماتریس 31F،31موسوم به ماتریس(WIN-WIN) برنده - برنده بهره می گیرد. 

سیر تحول 7 عادت 
کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی یکی از کتابهای بدون تاریخ مصرف و همیشه قــــابل استفاده در زمینه روان شناسی انسانها است. در فاصله کوتاهی پس از انتشار اولین چاپ این کتاب در سال 1989، میلونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. به منظور مطابقت دادن مفاهیمTRIZ با آنچه در این کتاب ارزشمند آمده است، آن را مــورد مطالعه و بازخوانی قرار داده ایم.

اغلب TRIZیک رویکرد بسیار فنی برای حل مسایل به نظر می آید و به همین دلیل نیز در قیاس با روابط ملموس انسانی، موثر تصور می شود. 
اگرچه حقیقت این است که مطابقت ها و مشترکات بسیاری بین رویکردهای تشریح شده هفت عادت وTRIZ وجود دارد. در زیر، برخی از اشتراکات این دو را مورد بررسی قرار می دهد.

هفت عادت مردمان موثر، برگرفته از کتاب استفان کاوی، به قرار زیرند:
عامل بودن؛
شروع از پایان درذهن؛
نخست به اولین ها پرداختن؛
برنده - برنده اندیشیدن؛
اول فهمیدن و سپس فهماندن؛
هم افزایی (سینرژی)؛
اره تیزکردن (پیشرفت مستمر و فرایندهای پیشرفت).
در این کتاب، هفت عادت یک سیر تحولی را از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی/ همکاری / ارتباطات (سه عادت بعد) به دوباره سازی همه عادات (عادت هفت) طی می کنند.
در زیر، هریک از این عادتها را مبتنی بر ارتباطشان با این تئوری بررسی می کنیم.
1 - عامل بودن: نخستین عادت، توجه به حق انتخاب است. مهمترین ایده پنهان پشت این عادت این است که در یک شرایط مشخص، چه آن را خوشایند فرض کنیم چه ناخوشایند و طردشده در نظرش بگیریم، ما اجازه انتخاب داریم که چطور با موضوع برخورد کرده و به آن بپردازیم. اگر کسی در خیابان یک بزرگراه به یکباره جلو ما بپیچد، احساس عصبانیت نسبت به شخص خاطی در ما برانگیخته می شود. اما توجه داشته باشیم که این واکنش، خود یک انتخاب است. به استناد کتاب، واکنش بسیار موثرتر، گزینش واکنــش مخالف و بروز عکس العملی برخلاف عادت یا احساس طبیعی است. بااین رویکرد ما می توانیم نسبت به هرچیز منفی، محرکی مثبت نشان دهیم و زندگی شادتر و پرثمرتری داشته باشیم.

صرف کردن انرژی برای عصبانیت، اگر توان غلبه برشرایط و نفوذ بر جایگاه غالب را نداشته باشیم، حرکتی پوچ و بیهـوده است. حلقه های نگرانی و حلقه های نفوذ یکی از تصویرهای مفید است (شکل 1). 



درون حلقه نفوذ، چیزهایی است که ما توانایی تغییر آنها را داریم. درون حلقه نگرانی چیزهایی است که باید نگرانشان باشیم، اما قدرت نفوذ و غلبه بر آنها را نداریم، مثل آن راننده ای که راه ما را می بندد. عامل بـــودن، می گوید که وقتمان را در حلقه نگرانیها تلف نکنیم و به جای آن حلقه نفوذمان را بشناسیم و آن را توسعه بدهیم.

اصل شماره 22 TRIZ، تبدیل ضرر به سود، در‌برگیرنده مفهوم عادت عامل بودن است. همچنین مفهوم توفیق اجباری و استفاده از منابع را نیز می توانیم برای این عادت عنوان کنیم.

اصل 22. تبدیل ضرر به سود: 1 - احراز یک اثر مثبت با به کارگیری اثر زیان بار یا عامل زیان بار محیطی؛
2 - از میان برداشتن یک عامل زیانبار توسط عامل زیان بار دیگر؛ 3 - خروج از حالت ضرر باافزایش درجه زیان باری.
2 - شروع از پایان، در ذهن: عادت دوم ما را تمرین می دهد تا پیش بینی کنیم که آینده موضوع موردنظرمان چگونه خواهد بود و یادآور این ضرب المثل قدیمی است که اگر نمی دانید کجا می خواهید بروید، همه راهها شما را به مقصد می رساند«. شروع ذهنی از پایان می گوید که آنچه می خواهید بدان برسید را تجسم کنید. ایده ادوارد دوبونو و آنچه که درTRIZ آن را با عنوانIFR (نتیجه نهایی ایده ال) می شناسیم نیز از آنجا که با حرکت به سوی عقب از آینده تا به امروز ما را به مقصد راهنمایی می کند، بسیار به این عادت شباهت دارد. چیزی که با کمک نتیجه نهایی ایده ال به آن معنا می بخشیم با تمام مزایا و ویژگیها، مثبت و بدون هرگونه عیب یا ضرری همان چیزی است که استفان کاوی در تشریح عادت دوم در کتاب خود بیان داشته است.

تعریف IFR (نتیجه نهایی ایده آل): برای انجام یک کارکرد خاص، سیستم های متفاوتی وجود دارد ولی از میان تمام سیستم هایی که کارکرد مورد نظر را انجام می دهند، سیستمی بهتر است که به کمترین منابع برای ساخت، عملیات و نگهداری نیاز داشته باشد.

سیستم ایده آل سیستمی است که هیچ گونه وجود فیزیکی نداشته باشد اما کارکرد اصلی خود را انجام دهد.
3 - نخست به اولین ها پرداختن: عادت سوم به طور مشخص به روشها و راههای رسیدن به تجسم تعریف شده در عادت دوم پرداخته است. به این ترتیب که به سمت عمل کردن گام بر می داریم. در نگاه اول، این عادت با تئوری حل مسئله به روش ابداعی ارتباط قوی ندارد اما ماتریس معروف اهمیت - اضطرار که در کتاب کاوی تشریح شده است، بسیار به TRIZ نزدیک است. ایده اصلی این عادت، پرداختن و تمرکز بر موارد مهم و خصوصاً موارد غیراضطراری است. 

TRIZهنگامی که به حرکتها و جابه جائیهای غیرقابل شمارش در مسیر رسیدن به نتیجه نهایی ایده ال می پردازد، بسیار قوی می نماید. به عبارت دیگر این تئوری به ما در تشخیص و تمیز دادن بین نسبتاً خوبها و خوبها و تشخیص مهم اما غیراضطراری کمک می کند.

برخی از روشهای رسیــــدن به بهترین راه حل در این تئوری، مانند افـزایش درجه ایده الی، رفع تضادها، استفاده از منابع موجود بدون افزودن منبع جدید، به ما کمک می کنند تا تشخیص دهیم کدام راه حل قوی تر و ثمربخش تر از بقیه است.

4 - برنده - برنده اندیشیدن: از منظر یک عادت فردی مرتبط با دیگران، عادت برنده - برنده اندیشیدن بسیار بهTRIZ نزدیک است. 
مردمان موثر، تفکر برنده - برنده دارند؛ همان طور که این تئوری به ما کمک می کند تا به وسیله روشهای نظام یافته به راه حل برنده - برنده دست یابیم. دو چیزی که بسیار به یکدیگر نزدیک و متصل هستند.
به عنوان مثال، مذاکره بین دو نماینده از دو سازمان را تصور کنید. تصور مرسوم آن است که دو فرد مقابل هم و در دوســـــــوی میز می نشینند و به گفت وگو می پردازند. این در حالی است که در یک مذاکره با منطق بـــــرنده - برنده، هردو طرف به یک سمت میز می آیند و با نشستن در کنار هم، فارغ از دغدغه اینکه صرفاً هریک چه منافعی از دیگری عایدش خواهد شد، به افق گسترده دنیای امکان پذیرها و منــــافع ناشی از همراهی یکدیگر می اندیشند.

5 - اول فهمیدن و سپس فهماندن : SCREEN) یا اپراتور سیستمی قابل ادراک است.

عادت پنجم می گوید که پیش از توجه به دیدگاه خودمان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگریم.

اصل 13 . معکوس کردن : 1 - به جای اقدام مستقیمی که مسئله دیکته می کند، اقدام عکس آن را انجام دهید؛
2 - قسمت مورد نظر شیء را متحرک سازید؛ محیط خارجی شیء متحرک را تغییر دهید و بخش متحرک را ثابت و بخش ثابت را متحرک کنید؛ 3 - شیء را وارونه کنید.
6 - هم افزایی: عادت هم افزایی، علاقه مندی به مفهوم ارزشمندتر بودن جمع از مجموع ارزشهای هریک از اجزای تشکیل دهنده آن است. متاسفانه امروزه هم افزایی به یک واژه کلیشه ای تبدیل شده است.
ایده دستیابی به منابعی که پیش از این به آن دست یافته نشده است، زمانی که ما دو گروه متفاوت را در کنار هم قرار می دهیم خوشبختانه هنوز یک روش موثر و کارآمد در دستیابی به راه حلهای قدرتمند است. ارتباط اصلی این عادت با TRIZ استفاده از اصول 5و6 آن است.
در کتاب استفان کاوی، عادت ششم به کارگیری توام پنج عادت پیشین است. بنابراین، این عادت به تنهایی شامل تمام اجزای آنها نیز می شود. از دیدگاه این تئوری، این عادت نمایانگر اهمیت ادغام کردن سیستم ها براساس اصلهای 5 و 6 TRIZ وقانون حرکت از یک سیستم تکی، به دوتایی و چندتایی به منظور دستیابی به راه حلهای موثر و مفیدتر است.
اصل 5 . یکپارچه کردن: 1 - اجسام مشابه یا اجسامی راکه برای انجام عملکردهای پیاپی در نظر گرفته شده اند، به صورت مکانی با هم ترکیب کنید؛
2 - عملکردهای مشابه یا پیاپی را به صورت زمانی با یکدیگر ترکیب سازید. اصل 6 . جامعیت یا عمومیت دادن: به منظور رفع نیاز به چند جسم، یک جسم می تواند عملکردهای چندگانه ای داشته باشد.
قانون حرکت از یک سیستم تکی به دوتایی و چندتایی: یک سیستم فنی در طول عمر خود، برای کسب خواص مثبت بیشتر با یک سیستم فنی دیگر و یا چندسیستم فنی دیگر ترکیب شده و سیستم جدیدی ایجاد می گردد و سپس در مرحله مشخصی از رشد، سیستم فنی بزرگ شده به یک سیستم فنی فشرده با حفظ تمام خواص مثبت کسب شده قبلی، تبدیل می گردد

7 - اره تیزکردن: عادت اره تیزکنی، به مـــــا می گوید که در مقایسه سفر با مقصد، اهمیت سفرکردن را بدانیم. مردمان موثر براساس این عادت، مردمانی هستند که به طور مداوم بازنگری و نوسازی آنچه را انجام می دهند و روش آن را مدنظر قرار می دهند. پیوند اصلی این عادت باTRIZ طبیعت چرخه ای فرایند حل مسئله است. به عنوان مثال، ایده زنجیره تضاد بیانگر ظهور مداوم تضادها و راه حلهای برطرف کردن آنها به عنوان ابزار اولیه پیشرفت سیستم است. عادت اره تیزکردن در مقایسه با TRIZ همانند استفاده از ایده زنجیره تضادها در فرایند حل مسئله است. 



به کارگیری همه عادتها
اگر تئوری روش ابداعی حل مسئله را عصاره بهترین روشها فرض کنیم، در این صورت تمام مزایای هفت عادت نیز باید در آن موجود باشد، یا آنکه باید در این فلسفه یا متد، یکجا جمع شده باشد. به عبارت دیگر، همه آنچه در هفت عادت مردمان موثر شرح داده شده است. ما به ازایی این تئوری دارد. برای جمع بندی بحث، در جدول شماره یک به مطابقت هفت عادت وTRIZ پرداخته شده است: 

نتیجه گیری
آن چنــــان که از مطالب بالا برمی آید، می توان هریک از هفت عادت ذکر شده را به طور معادل بااستفاده از یک و یا چنداصل و یا قانون مطرح شده توسطTRIZ تعریف کرده و آنها را در حل مسایل و پیش بینی آینده به کار گرفت. به عبارت دیگر، هرآنچه که از آن به عنوان عادات مردمان موثر یاد شده است، معادلی در ایــــــن تئوری دارد که این خود می تواند گواهی بر جامعیت این فلسفه و متدولوژی و توانائیهای گسترده آن در سطوح و زمینه های مختلف باشد. 

منابع و ماخذ
1 - خبرنامه شرکت CREAX ، اکتبر 2001؛
2 - جزوه آموزشی کارگاه سطح یک TRIZ، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1382؛
3 - کتاب الگوریتم نوآوری، ترجمه و تالیف دکتر محمد حسین سلیمی، مهندس حسین ایران منش، مهندس حمیدرضا شهابی حقیقی، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1381؛
4 - WWW.TRIZ-JOURNAL.COM.
5 - D.MANN, S.DEWOLF, TRIZ COMPANION, CREAX PUBLISHING, 2002.
محمود کریمی : کارشناس ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه علم و صنعت ایران سیده نونا میرخانی: کارشناس مهندسی صنایع از دانشگاه الزهرا



 
comment نظرات ()

 
عادت مردمان موثر
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

 

7عادت مردمان موثر
محمود کریمی karimi@iiits.org 
سیده نونا میرخانیmirkhani@iiits.org

چکیده 
TRIZ به معنای تئوری حل مسئله به روش ابداعی است. گنریش آلتشولر برای اولین بار در سال 1946 این تئوری را با طرح این نظریه که قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. مورد بررسی قرار داد. با مجهزشدن به قوانین و الگو توسعه سیستم های این تکنیک، مردم می آموزند که چگونه می توان دست به خلاقیت و نوآوری زد، فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و در مسیر آن گام برداشت.

کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی، یکی از مطرح ترین کتابهای منتشرشده در زمینه مدیریت و روان شناسی انسانهاست که نویسنده در آن به هفت عادت مردمان موثر اشاره کرده است که دارای یک سیر تحولی از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی، همکاری و ارتباطات (سه عادت دوم) و در نهایت دوباره سازی و یکپارچه کردن همه عادتها (عادت هفتم) هستند.

در این نوشته، سعی شده است برخی اصول و مفاهیم تئوری حل مسئله به روش ابداعی با هفت عادت ذکر شده در کتاب هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گیرد.

مقدمه
تئوری حل مسئله به روش ابداعی (THEORY OF INVENTIVE PROBLEM SOLVING = TIPS) و TRIZ سر واژه عبارتی به همین معنا در زبان روسی است. توسعه TRIZ از سال 1946 توسط گنریش آلتشولر (GENRISH ALTSHULLER) و همکارانش در شوروی سابق آغاز شد و در حال حاضر نیز در بسیاری از نقاط دنیا در حال فراگیری، به کارگیری و توسعه است.

پژوهش در مورد TRIZ، ابتدا با این نظریه شروع شد: قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. اگر این قوانین به درستی شناسایی، دسته بندی و کدگذاری شوند، می توانند به مردم بیاموزند که چگونه می توان فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و هرچه بیشتر در مسیر آن گام برداشت. این تحقیقات در مقاطع و سطوح مختلفی طی 50 سال صورت پذیرفت. بیش از دو میلیون سند اختراع(PATENT) بررسی و طبقه بندی شد و سپس به منظور تحلیل آنها و شناسایی قوانین نوآوری و سطح بندی مسایل و اختراعات، مورد مطالعه قرار گرفت. سه نتیجه اصلی این پژوهشها، به قرار زیراست:

1 - مسایل و راه حلهای آنها، در صنایع و علوم مختلف تکرار می شوند؛
2 - الگوهای تکامل فنی، در صنایع و علوم گوناگون تکرارپذیرند؛
3 - نوآوریها و اختراعات انجام شده در یک حوزه علمی، بر دیگر عرصه ها و زمینه های دانش تاثیر می گذارند.
در به کارگیری این تئوری، هرسه یافته برای ایجاد و توسعه یک محصول، خدمت یا سیستم به کار گرفته می شوند.
شرکتهای بزرگ و کوچک بسیاری از TRIZ استفاده می کنند. این شرکتها، این تئوری را در سطوح مختلفی مانند حل مسایل واقعی، مشکلات روزمره و عملیاتی و پیش بینی و تصمیم گیری درباره جهت گیریهای آینده فناوری به کار می گیرند. این تئوری در شرکتهایی چون فورد، زیراکس، هوندا، موتورولا، زیمنس، فیلیپس، ال جی، سامسونگ، میتسوبیشی، کداک، فوجی فیلم، سونی و صدها کمپانی دیگر، در حال اجراست.
باتوجه به نوپابودن این تئوری در ایران، مقاله زیر به منظور آشنایی با گستره آن از طریق موضوعی آشناتر انتخاب شده است. در این نوشته، برخی از اصول و مفاهیم TRIZ با کتاب مدیریتی هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته است.

.39*موسوم به ماتریس تضادها است. TRIZ برای مسایل مدیریتی نیز 31 پارامتر و 40 استراتژی خلاق را معرفی می کند و برای حل مسایل مدیریتی از ماتریس 31F،31موسوم به ماتریس(WIN-WIN) برنده - برنده بهره می گیرد. 

سیر تحول 7 عادت 
کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی یکی از کتابهای بدون تاریخ مصرف و همیشه قــــابل استفاده در زمینه روان شناسی انسانها است. در فاصله کوتاهی پس از انتشار اولین چاپ این کتاب در سال 1989، میلونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. به منظور مطابقت دادن مفاهیمTRIZ با آنچه در این کتاب ارزشمند آمده است، آن را مــورد مطالعه و بازخوانی قرار داده ایم.

اغلب TRIZیک رویکرد بسیار فنی برای حل مسایل به نظر می آید و به همین دلیل نیز در قیاس با روابط ملموس انسانی، موثر تصور می شود. 
اگرچه حقیقت این است که مطابقت ها و مشترکات بسیاری بین رویکردهای تشریح شده هفت عادت وTRIZ وجود دارد. در زیر، برخی از اشتراکات این دو را مورد بررسی قرار می دهد.

هفت عادت مردمان موثر، برگرفته از کتاب استفان کاوی، به قرار زیرند:
عامل بودن؛
شروع از پایان درذهن؛
نخست به اولین ها پرداختن؛
برنده - برنده اندیشیدن؛
اول فهمیدن و سپس فهماندن؛
هم افزایی (سینرژی)؛
اره تیزکردن (پیشرفت مستمر و فرایندهای پیشرفت).
در این کتاب، هفت عادت یک سیر تحولی را از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی/ همکاری / ارتباطات (سه عادت بعد) به دوباره سازی همه عادات (عادت هفت) طی می کنند.
در زیر، هریک از این عادتها را مبتنی بر ارتباطشان با این تئوری بررسی می کنیم.
1 - عامل بودن: نخستین عادت، توجه به حق انتخاب است. مهمترین ایده پنهان پشت این عادت این است که در یک شرایط مشخص، چه آن را خوشایند فرض کنیم چه ناخوشایند و طردشده در نظرش بگیریم، ما اجازه انتخاب داریم که چطور با موضوع برخورد کرده و به آن بپردازیم. اگر کسی در خیابان یک بزرگراه به یکباره جلو ما بپیچد، احساس عصبانیت نسبت به شخص خاطی در ما برانگیخته می شود. اما توجه داشته باشیم که این واکنش، خود یک انتخاب است. به استناد کتاب، واکنش بسیار موثرتر، گزینش واکنــش مخالف و بروز عکس العملی برخلاف عادت یا احساس طبیعی است. بااین رویکرد ما می توانیم نسبت به هرچیز منفی، محرکی مثبت نشان دهیم و زندگی شادتر و پرثمرتری داشته باشیم.

صرف کردن انرژی برای عصبانیت، اگر توان غلبه برشرایط و نفوذ بر جایگاه غالب را نداشته باشیم، حرکتی پوچ و بیهـوده است. حلقه های نگرانی و حلقه های نفوذ یکی از تصویرهای مفید است (شکل 1). 



درون حلقه نفوذ، چیزهایی است که ما توانایی تغییر آنها را داریم. درون حلقه نگرانی چیزهایی است که باید نگرانشان باشیم، اما قدرت نفوذ و غلبه بر آنها را نداریم، مثل آن راننده ای که راه ما را می بندد. عامل بـــودن، می گوید که وقتمان را در حلقه نگرانیها تلف نکنیم و به جای آن حلقه نفوذمان را بشناسیم و آن را توسعه بدهیم.

اصل شماره 22 TRIZ، تبدیل ضرر به سود، در‌برگیرنده مفهوم عادت عامل بودن است. همچنین مفهوم توفیق اجباری و استفاده از منابع را نیز می توانیم برای این عادت عنوان کنیم.

اصل 22. تبدیل ضرر به سود: 1 - احراز یک اثر مثبت با به کارگیری اثر زیان بار یا عامل زیان بار محیطی؛
2 - از میان برداشتن یک عامل زیانبار توسط عامل زیان بار دیگر؛ 3 - خروج از حالت ضرر باافزایش درجه زیان باری.
2 - شروع از پایان، در ذهن: عادت دوم ما را تمرین می دهد تا پیش بینی کنیم که آینده موضوع موردنظرمان چگونه خواهد بود و یادآور این ضرب المثل قدیمی است که اگر نمی دانید کجا می خواهید بروید، همه راهها شما را به مقصد می رساند«. شروع ذهنی از پایان می گوید که آنچه می خواهید بدان برسید را تجسم کنید. ایده ادوارد دوبونو و آنچه که درTRIZ آن را با عنوانIFR (نتیجه نهایی ایده ال) می شناسیم نیز از آنجا که با حرکت به سوی عقب از آینده تا به امروز ما را به مقصد راهنمایی می کند، بسیار به این عادت شباهت دارد. چیزی که با کمک نتیجه نهایی ایده ال به آن معنا می بخشیم با تمام مزایا و ویژگیها، مثبت و بدون هرگونه عیب یا ضرری همان چیزی است که استفان کاوی در تشریح عادت دوم در کتاب خود بیان داشته است.

تعریف IFR (نتیجه نهایی ایده آل): برای انجام یک کارکرد خاص، سیستم های متفاوتی وجود دارد ولی از میان تمام سیستم هایی که کارکرد مورد نظر را انجام می دهند، سیستمی بهتر است که به کمترین منابع برای ساخت، عملیات و نگهداری نیاز داشته باشد.

سیستم ایده آل سیستمی است که هیچ گونه وجود فیزیکی نداشته باشد اما کارکرد اصلی خود را انجام دهد.
3 - نخست به اولین ها پرداختن: عادت سوم به طور مشخص به روشها و راههای رسیدن به تجسم تعریف شده در عادت دوم پرداخته است. به این ترتیب که به سمت عمل کردن گام بر می داریم. در نگاه اول، این عادت با تئوری حل مسئله به روش ابداعی ارتباط قوی ندارد اما ماتریس معروف اهمیت - اضطرار که در کتاب کاوی تشریح شده است، بسیار به TRIZ نزدیک است. ایده اصلی این عادت، پرداختن و تمرکز بر موارد مهم و خصوصاً موارد غیراضطراری است. 

TRIZهنگامی که به حرکتها و جابه جائیهای غیرقابل شمارش در مسیر رسیدن به نتیجه نهایی ایده ال می پردازد، بسیار قوی می نماید. به عبارت دیگر این تئوری به ما در تشخیص و تمیز دادن بین نسبتاً خوبها و خوبها و تشخیص مهم اما غیراضطراری کمک می کند.

برخی از روشهای رسیــــدن به بهترین راه حل در این تئوری، مانند افـزایش درجه ایده الی، رفع تضادها، استفاده از منابع موجود بدون افزودن منبع جدید، به ما کمک می کنند تا تشخیص دهیم کدام راه حل قوی تر و ثمربخش تر از بقیه است.

4 - برنده - برنده اندیشیدن: از منظر یک عادت فردی مرتبط با دیگران، عادت برنده - برنده اندیشیدن بسیار بهTRIZ نزدیک است. 
مردمان موثر، تفکر برنده - برنده دارند؛ همان طور که این تئوری به ما کمک می کند تا به وسیله روشهای نظام یافته به راه حل برنده - برنده دست یابیم. دو چیزی که بسیار به یکدیگر نزدیک و متصل هستند.
به عنوان مثال، مذاکره بین دو نماینده از دو سازمان را تصور کنید. تصور مرسوم آن است که دو فرد مقابل هم و در دوســـــــوی میز می نشینند و به گفت وگو می پردازند. این در حالی است که در یک مذاکره با منطق بـــــرنده - برنده، هردو طرف به یک سمت میز می آیند و با نشستن در کنار هم، فارغ از دغدغه اینکه صرفاً هریک چه منافعی از دیگری عایدش خواهد شد، به افق گسترده دنیای امکان پذیرها و منــــافع ناشی از همراهی یکدیگر می اندیشند.

5 - اول فهمیدن و سپس فهماندن : SCREEN) یا اپراتور سیستمی قابل ادراک است.

عادت پنجم می گوید که پیش از توجه به دیدگاه خودمان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگریم.

اصل 13 . معکوس کردن : 1 - به جای اقدام مستقیمی که مسئله دیکته می کند، اقدام عکس آن را انجام دهید؛
2 - قسمت مورد نظر شیء را متحرک سازید؛ محیط خارجی شیء متحرک را تغییر دهید و بخش متحرک را ثابت و بخش ثابت را متحرک کنید؛ 3 - شیء را وارونه کنید.
6 - هم افزایی: عادت هم افزایی، علاقه مندی به مفهوم ارزشمندتر بودن جمع از مجموع ارزشهای هریک از اجزای تشکیل دهنده آن است. متاسفانه امروزه هم افزایی به یک واژه کلیشه ای تبدیل شده است.
ایده دستیابی به منابعی که پیش از این به آن دست یافته نشده است، زمانی که ما دو گروه متفاوت را در کنار هم قرار می دهیم خوشبختانه هنوز یک روش موثر و کارآمد در دستیابی به راه حلهای قدرتمند است. ارتباط اصلی این عادت با TRIZ استفاده از اصول 5و6 آن است.
در کتاب استفان کاوی، عادت ششم به کارگیری توام پنج عادت پیشین است. بنابراین، این عادت به تنهایی شامل تمام اجزای آنها نیز می شود. از دیدگاه این تئوری، این عادت نمایانگر اهمیت ادغام کردن سیستم ها براساس اصلهای 5 و 6 TRIZ وقانون حرکت از یک سیستم تکی، به دوتایی و چندتایی به منظور دستیابی به راه حلهای موثر و مفیدتر است.
اصل 5 . یکپارچه کردن: 1 - اجسام مشابه یا اجسامی راکه برای انجام عملکردهای پیاپی در نظر گرفته شده اند، به صورت مکانی با هم ترکیب کنید؛
2 - عملکردهای مشابه یا پیاپی را به صورت زمانی با یکدیگر ترکیب سازید. اصل 6 . جامعیت یا عمومیت دادن: به منظور رفع نیاز به چند جسم، یک جسم می تواند عملکردهای چندگانه ای داشته باشد.
قانون حرکت از یک سیستم تکی به دوتایی و چندتایی: یک سیستم فنی در طول عمر خود، برای کسب خواص مثبت بیشتر با یک سیستم فنی دیگر و یا چندسیستم فنی دیگر ترکیب شده و سیستم جدیدی ایجاد می گردد و سپس در مرحله مشخصی از رشد، سیستم فنی بزرگ شده به یک سیستم فنی فشرده با حفظ تمام خواص مثبت کسب شده قبلی، تبدیل می گردد

7 - اره تیزکردن: عادت اره تیزکنی، به مـــــا می گوید که در مقایسه سفر با مقصد، اهمیت سفرکردن را بدانیم. مردمان موثر براساس این عادت، مردمانی هستند که به طور مداوم بازنگری و نوسازی آنچه را انجام می دهند و روش آن را مدنظر قرار می دهند. پیوند اصلی این عادت باTRIZ طبیعت چرخه ای فرایند حل مسئله است. به عنوان مثال، ایده زنجیره تضاد بیانگر ظهور مداوم تضادها و راه حلهای برطرف کردن آنها به عنوان ابزار اولیه پیشرفت سیستم است. عادت اره تیزکردن در مقایسه با TRIZ همانند استفاده از ایده زنجیره تضادها در فرایند حل مسئله است. 



به کارگیری همه عادتها
اگر تئوری روش ابداعی حل مسئله را عصاره بهترین روشها فرض کنیم، در این صورت تمام مزایای هفت عادت نیز باید در آن موجود باشد، یا آنکه باید در این فلسفه یا متد، یکجا جمع شده باشد. به عبارت دیگر، همه آنچه در هفت عادت مردمان موثر شرح داده شده است. ما به ازایی این تئوری دارد. برای جمع بندی بحث، در جدول شماره یک به مطابقت هفت عادت وTRIZ پرداخته شده است: 

نتیجه گیری
آن چنــــان که از مطالب بالا برمی آید، می توان هریک از هفت عادت ذکر شده را به طور معادل بااستفاده از یک و یا چنداصل و یا قانون مطرح شده توسطTRIZ تعریف کرده و آنها را در حل مسایل و پیش بینی آینده به کار گرفت. به عبارت دیگر، هرآنچه که از آن به عنوان عادات مردمان موثر یاد شده است، معادلی در ایــــــن تئوری دارد که این خود می تواند گواهی بر جامعیت این فلسفه و متدولوژی و توانائیهای گسترده آن در سطوح و زمینه های مختلف باشد. 

منابع و ماخذ
1 - خبرنامه شرکت CREAX ، اکتبر 2001؛
2 - جزوه آموزشی کارگاه سطح یک TRIZ، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1382؛
3 - کتاب الگوریتم نوآوری، ترجمه و تالیف دکتر محمد حسین سلیمی، مهندس حسین ایران منش، مهندس حمیدرضا شهابی حقیقی، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1381؛
4 - WWW.TRIZ-JOURNAL.COM.
5 - D.MANN, S.DEWOLF, TRIZ COMPANION, CREAX PUBLISHING, 2002.
محمود کریمی : کارشناس ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه علم و صنعت ایران سیده نونا میرخانی: کارشناس مهندسی صنایع از دانشگاه الزهرا



 
comment نظرات ()