تجارتگر7

مطالب جالب
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩
 

 

راز پیروزی اسکندر

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

=================

عبدالعظیم رضایی، پژوهشگرتاریخ و تاریخ نگار ایرانی:

 حفظ هویت ایرانی باید توسط جوانان انجام و به جهانیان شناسانده شود

 ایرانیان بودند که از آبشخور دانش خود سراسر دنیای آن روزگار را سیراب می‌کردند

ولی عده‌ای از روی نادانی ایرانیان قبل از اسلام را وحشی، بی‌تمدن و بی‌فرهنگ می دانند 

گفتگوی ، جون 2003 با استاد رضایی انجام شده است:

عبدالعظیم رضایی در خصوص تاریخ، پیشینه و میراث فرهنگی ایرانیان، با اشاره به اینکه سخن درباره میراث فرهنگی ایران بسیار است، ایرانیان را مردمی ویژه با فرهنگ و تمدن کهن خواند و گفت: دلباختگی به ملت ایران وسرزمین ایران باعث شد تا درباره این سرزمین کهن و دیرینگی آن بنویسم و این کار را انجام دادم. اما آنچه برایم اهمیت دارد، نوشتن تاریخ باستانی ملتمان است که خود را به جهانیان بشناسانیم؛ تا به ما تهمت ولگردی و بی‌تمدنی نزنند. درحالیکه حدیثی از پیامبر اسلام وجود دارد لو کان العلم معلقا لثریا و لتناوله رجال من الفارس که می‌گوید اگر دانش در ستاره ثریا باشد ایرانیان (قوم عجم) به آن دست پیدا می‌کنند، برخی افراد عنوان کرده‌اند که با آمدن اسلام، تمدن و فرهنگ نیز به ایران وارد شد.

وی با اشاره به اینکه تمدن ایرانیان در تاریخ همواره مورد اجحاف قرار گرفته است، گفت: بسیاری از پیشرفتها یا کشفیات در طول تاریخ متعلق به ایرانیان است؛ اما متاسفانه همواره به نام کشوری دیگر ثبت شده و ما خود نیز آنها را باور کرده‌ایم. به عنوان مثال 8500 سال پیش که رودابه مادر رستم هنگاموضع حمل به حال مرگ می‌افتد و از پزشکان ایرانی کمک خواسته می‌شود، دکتر سریت و ثعنه مرقه، مردانی دانشمند، وارسته و دانا از هر دیدگاه خنجر را به شراب هئومه که به نوعی سکرآور، اما شفابخش بود آغشته کرده (درواقع گندزدایی کردند) شکم مادر را شکافته و بچه را خارج می‌کنند. هزاران سال پس از این کار مادر جولیوس سزار (قیصر دوم) به همین درد گرفتار می‌شود و پزشکان یونانی عاجز از معالجه، چندین نفر از پزشکان ایرانی را به روم می‌آورند و او را سزاریون می‌کنند. بدبختانه این کار به نام جولیوس سزار، سزاریون نام می‌گیرد؛ در حالیکه باید رستمیون نامیده می‌شد.

رضایی در ادامه به وجود ضبط صوت در ایوان مدائن و تاق کسری اشاره کرد و گفت: هنگامی که پدر اسکندر هیاتی به درباره خشایارشاه می‌فرستد، متوجه ترنم موسیقی در سالن می‌شوند، درحالیکه ارکستری در سالن وجود نداشته است. آنها سوال می‌کنند و خشایار پاسخ می‌دهد که هنرمندان ما قبلا می‌نوازندو می‌خوانند و هنگامی که میهمانان می‌آیند آن را پخش می‌کنیم. البته بنده مدتی در این فکر بودم که سیم از کجا آمده و برق از کجا تولید می‌شده که خوشبختانه آقای دیاکونوف - تاریخ‌نویس و ایران شناس فرزانه روسی ـ این مشکل را حل کرد. بدین ترتیب که در دهکده‌ای در سرزمین عراق که متعلق به ایران بوده، پیلی یافته که هم اکنون و پس از گذشت سه هزار سال که به حال پوسیدگی درآمده، 12 کیلوگرم وزن دارد. پیلها را به هم وصل کرده، از آنها برق تولید و جهت آبکاری نقره، طلا و فلزات دیگر استفاده می‌کردند.

او با تاکید بر اینکه ایرانیان بودند که از آبشخور دانش خود سراسر دنیای آن روزگار را سیراب می‌کردند، اظهار داشت: حدود ده هزار سال پیش هنگامی که در هیچ جای دنیا مثل روم، یونان، بابل، کلده، آشور، اکد و مصر، خط شناخته نشده بود، ایرانیان الفبای دین دبیره را با 32 حرف به‌وجود آوردند کهپیامبر باستانی ایران زرتشت نیز، اوستا را با این الفبا ثبت کرد. همچنین خط میخی را سه یا چهار هزار سال بعد (که عده‌ای آن را اولین خط به‌وجود آمده می‌نامند) سومریان که آریایی و از نیاکان ما بودند، از خط دین دبیرهبه‌وجود آورده‌اند. همچنانکه بسیاری از واژه‌ها و حروف از ایران به کشورهای اروپایی و آمریکا رفته است؛ مانند ایام هفته که ما ده هزار سال پیش یکشنبه را خورشیدروز و دوشنبه را ماه‌شیدروز می‌نامیدیم و امروز به نامهای sundayو monday نام برده می‌شوند. حتا امروز زرتشتیان هندوستان همچنان به همان نامها ایام هفته دارند.

با تمام این احوالات و روشن بودن فرزانگی ایرانیان، چه جای این است که عده‌ای از روی نادانی ایرانیان قبل از اسلام را وحشی، بی‌تمدن و بی‌فرهنگ بدانند.

این استاد دانشگاه با ابراز نارضایتی نسبت به نبود عرق ایرانی در عربهای ایران گفت: زمانی که عربها، زنان و دختران ایرانی را بین خود تقسیم کردند، فرزندانی از آنها به‌وجود آمدند که عربهای امروز ایران را تشکیل می‌دهند؛ اما آنها بدبختانه هیچگونه اندیشه ایرانی بودن ندارند.

دکتر رضایی درباره علت‌های ناآشنایی ایرانیان با پشینه فرهنگی و تاریخی خود عنوان کرد: متاسفانه نویسندگان ما از ابتدای ورود اسلام به ایران همواره سعی داشته‌اند به اسلام، پادشاهان، تمدن و تاریخ بعد از اسلام بپردازند. هیچگاه از دیرینگی ایرانیان سخنی به میان نیامده، تنها در برخی موارد آنها به صورت جزیی اشاره‌ای شده است. باید بگویم امروزه به این مساله خوشبینم؛ زیرانویسندگانی مانند دکتر علی سامی ، حمید نیرنوری و دکتر ضیاییبا تالیفات خود به من امیدواری می‌دهند. تمام کوششهای ما این است که ایران باستان را زنده کنیم و به دنیا بشناسانیم که مردمانی تیزهوش، دانا، هنرمند و متمدن بوده‌ایم؛ اما به هر حال موضوع رسیدگی کم به فرهنگ دیرینه ما همچنان ملموس است.

وی از میزان تاثیرگذاری دین اسلام بر آیین‌ها و سنت‌های ایرانی سخن گفت و افزود: اسلام، ملیت و نژاد ما را به کلی تحت تاثیر قرار داد. ما ملتی بودیم که از بیش از هشت هزار سال پیش نه بت‌پرست، که دیندار بوده و سه اصل هوند، هوخت، هورشت (اندیشه، گفتار و کردار نیک) را به کار می‌بستیم و جمله‌یخش نهدره اهورهی مزدا به معنای به نام خداوند بخشنده بخشایشگر را زرتشت به زبان جاری کرده بود که پنج هزار سال پس از او از زبان حضرت موسی بشم هشم نسیی و نسلیه و در نهایت توسط حضرت محمد (ص) جاری شد. ضمن آنکه مردم آن زمان همانند امروز پنج گاه نماز می‌خواندند و وضو می‌گرفتند. اما پس از مدتی ایرانیانی که عرق ملی در وجودشان بود با الهام از آیین زرتشتی دستورهای رسیده را تغییر دادند؛ مانند ریختن آب وضو از آرنج به پایین، درحالیکه 700 میلیون سنی در سراسر جهان عکس این عمل را انجام می‌دهند.

نویسنده کتاب اصل و نسب و دین‌های ایرانیان باستان، با ابراز نارضایتی نسبت به اینکه ایرانیان باستان را به آتش پرستی متهم می‌کنند، گفت: ملت ایران به آنچه زرتشت دستور داده بود عمل می‌کردند و آن قرار دادن نور و روشنایی به عوان سو (قبله) خود و نماز خواندن به سوی آن بود. همچنانکه خداوند در قرآن چندین جا خود را نور معرفی کرده است ، یا حضرت موسی با خدایی به ظاهر آتش سخن می‌گوید.

وی در ادامه بر لزوم حفظ هویت ایرانی تاکید کرد و اظهار داشت: باید این کار توسط جوانان انجام و به جهانیان شناسانده شود. متاسفانه آقای خاتمی به یونان می‌رود و می‌گوید تمدن دنیا از یونان است و با این سخنان ایران را زیر سؤال می‌برد؛ در حالیکه مسلم است هنگام حمله اسکندر به ایران و شکست داریوشسوم، تمامی کتابخانه‌های بزرگ ایران به آتش کشیده می‌شود. اسکندر، کتابهای نجوم، طب، ریاضی و ... را جدا کرده و بقیه را می‌سوزاند. بعد کتابها را به یونانی ترجمه می‌کند، از برکت علم و دانش ما افلاطون‌ها و ارسطو‌ها به‌وجود می‌آیند و بدبختانه تمدن ما به اسم یونان تمام می‌شود. ولی ما هویت خودمان را به‌دست آوردیم و به خواست خداوند هر چه زودتر در سالهای آینده، به هویت کامل خود پی خواهیم برد و به دنیا خواهیم شناساند که تمدن دنیا از ماست.

رضایی با بیان این مطلب که روزی فرا خواهد رسید که رسوم گذشته خود را عملا انجام دهیم، یادآوری سنت‌ها و آیین‌ها را برای زنده نگه داشتن آنها کافی ندانست و گفت: باید به هویت پیشین خود پی برده و عمل کنیم.

وی از دزدیده شدن بسیار اشیای تاریخی طی ماههای اخیر سخن گفت و افزود: باید میراث فرهنگی در اختیار کسانی قرار گیرد که به واقع ایرانی باشند، به ایران بیندیشند و از اشیای تاریخی مانند جان خود محافظت کنند.

همچنین برای هر شیء تازه‌ای که یافت می‌شود از من و امثال من بخواهند درباره آن کاوش کرده ، جستارهایی بسیار بنویسیم. اما متاسفانه هیچگونه کوششی در زمینه میراث فرهنگی به عمل نیامده است.

 

 

 

 

comment

 

آیا می دانید؟

آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد

آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقدار بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود

 آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .

 آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

 آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

 آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ 80 سال به طول انجامید

آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند

 آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

 آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

 آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

 آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

 آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

 آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

 آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

 آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

******************

 

کوروش کبیر(ذوالقرنین) در قرآن:

کوروش کبیر،پادشاهی است که درقرآن از او به نیکی یاد شده است.

بله پادشاه دادگر و مومن ایرانی کوروش کبیر که از او در قرآن با نام ذوالقرنین و در تورات با نام عقاب شرق یاد شده است

خصایص کوروش کبیر(ذوالقرنین) در قرآن خلاصه آنچه در آیات از خصایص ذوالقرنین آمده این است:

(1مردی را که از پیغمبر پرسیدند ذوالقرنین نام داشته یعنی این نام یا لقب را قرآن از خود وضع نکرده بلکه آنان که در باره ی وی پرسیدند این نام را بر او اطلاق کردند و از این روی فرموده است : ویسبلونک عن ذی القرنین

(2خدای او را ملک بخشیده و اسباب فرمانروایی و غلبه برای او مهیا کرده است.

(3اعمال بزرگی را که وی در جنگهای عظیم خویش انجام داده این سه امر است ؛ اول  از بلاد خود به سوی مغرب متوجه گردید و تا جایگاهی که نزد او حد مغروب به شمار می رفت رسیده و در آنجا خورشید را بدانسان یافته که گویی در چشمه ای فرو می رود. دوم همچنان پیش رفته است تا به سرزمینی رسیده که آبادان نبوده و در آن قبایل بدوی سکونت داشته اند. سوم , به جایگاهی رسیده است که در آن تنگنای کوهی بوده است و از پشت کوه گروهی موسوم به یاجوج و ماجوج ساکن بوده اند که بر اهالی این سرزمین از هر سو می تاختند و به غارت می پرداختند و آنان مردمی وحشی و محروم از مدنیت و خرد بوده اند.

(4پادشاه در تگنای کوه برای حفظ مردم از دستبرد و غارت یاجوج و ماجوج سدی بنیان نهاد.

(5این سد تنها از سنگ و آجر ساخته نشد بلکه در آن آهن و مس نیز به کار رفت از این روی سدی بلند برآمد بدانسان که غارتگران از دستبرد بدان عاجز آمدند.

(6این پادشاه به خدای و به آخرت ایمان داشت.

(7پادشاهی دادگر بود و نسبت به رعیت عطوفت داشت , و هنگام کشورگشایی و غلبه قتل و کینه ورزی را اجزات نمی داد از این رو زمانی که بر قومی در غرب چیره شد پنداشتند که او هم مانند دیگر کشورگشایان خونریزی آغاز خواهد کرد ولی او بدین کار دست نبرد بلکه به آنان گفت: هیچ گونه بیمی پاکان شما در دل راه ندهند و هر یک از شما که عملی نیکو کند پاداش آنرا خواهد دید. با آنکه آن قوم بی یاور و دادرسی در چنگال قدرت او بودند با ایشان شفقت کرد وبه دادگری و نیکوکاری دل آنان را بدست آورد.

8)به مال آزمند نبود زیرا هنگامی که برای پی افکندن سد , مردم خواستند به گردآوری مال پردازند از قبول آن امتناع کرد و گفت آنچه را خدای به من ارزانی داشته مرا از اموال شما بی نیاز می کند لیکن مرا به قوت بازو یاری دهید تا برای شما سدی آهنین بسازم.

 

 

 

 

 

comment

کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه  پارسی؛ کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد.شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی وجنگ آوری‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر،پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".

نوشته بر پاسارگاد آرمگاه کوروش کبیر: «اى رهگذر هر که هستى و از هر کجا که بیایى مى دانم سرانجام روزى بر این مکان گذر خواهى کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکى که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.»

**********************

اگر اعمالتان پاک و منطبق با حق و عدالت باشد ، قدرت شما رونق خواهد یافت

ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ،دیری نمی کشد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت ،خوار و ذلیل و زبون خواهید شد .

*********************************

فرزندان من. دوستان من. اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته ام. من آن را با نشانه های آشکار دریافته ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید. کام من این است که این احساس در اعمال و رفتار شما مشهود باشد. زیرا من هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت یار بوده ام همیشه نیروی من افزون گشته است.آنچنانکه امروز نیزاحساس نمیکنم که ازهنگام جوانی ناتوان ترشده ام.من دوستان را به خاطر نیکوییهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار دیده ام.زادگاه من قطعه کوچکی از آسیا بود. من آن را اکنون با افتخار و بلندپایه باز میگذارم. در این هنگام که به دنیای دیگر میگذرم، شما و میهنم را خوشبخت میبینم و از اینرو میل دارم که آیندگان نیز مرا مردی خوشبخت بدانند.

 فرزندانم! من شما را از کودکی چنان تربیت کرده ام که پیران را آزرم (شرم)دارید و کوشش کنید تا جوانتران نیز از شما آزرم بدارند.

 تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین سلطنتی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت، دوستان صمیمی برای پادشاه عصای مطمئن تری هستند.هرکس باید برای خویشتن، دوستان یکدل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد.

به نام خدا و نیاکان درگذشته، ای فرزندان اگر میخواهید مرا شاد کنید نسبت به هم آزرم بدارید.پیکر بیجان مرا هنگامی که دیگر در این دنیا نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک بازدهید. چه بهتر از اینکه انسان به خاک که این همه چیزهای نغز و زیبا میپرورد آمیخته شود.من همواره مردم را دوست داشته ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت میبخشد آمیخته شوم.اکنون احساس میکنم جان از پیکرم میگسلد... اگر از میان شما کسی میخواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامیکه روی خود را پوشانده ام از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند حتی شما فرزندانم.از تمام پارسیان و متحدان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر شوند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد، درود فرستند.

به آخرین اندرز من گوش فرا دارید اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید؛ به دوستان خودنیکی ورزید. بدرود دوستان و فرزندان .

comment نظرات (0)
نویسنده : - ساعت ۱٢:۵۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۵/۳۱

منشور حقوق بشر کوروش بزرگ موسوم به استوانه کوروش (به انگلیسی:Cyrus human right cylinder ‏) استوانه‌ای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعه‌ای از سخنان و دستورات شاهنشاه به خط میخی بابلی نقش گردیده‌است. این استوانه که به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته می‌شود، در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده بوده‌است.محمدرضا شاه به همراه همسرش در میدان شهیاد در روز افتتاح برج این میدان حضور یافتند و برای نخستین بار منشور کورش کبیر را در این مکان پرده برداری کردند. این منشور همینک در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

سه بند از این منشور

 ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شدنگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید

وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. نبونید مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شان آنان نبود.
من برده‌داری را برانداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدمفرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند، فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند، مردوک از کردار نیک من خشنود شد.

جایگاه

این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، می‌تواند برتر باشد از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده. اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه‌است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنویتر میاید.با مقایسهٔ اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود می‌کند. این لوح با عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر جهانی شناخته می‌شود لوح کوروش که پس از تسخیر بابل و شکست بخت النصر توسط کوروش به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده بود نخستین بیانیه حقوق بشرجهانی است که کوروش در آن همه طوایفی را که در زمان امپراتوری بابل به اسارت درآمده بودند آزاد و به آنها اجازه نقل مکان و زندگی آزاد در هرکجای امپراتوری خود را داد. کوروش پادشاه بزرگ ایران قوم یهود را نیز از اسارت امپراتوری بابل آزاد کرد. در این کتبیه کوروش خود را معرفی نموده و اسم پدر، جد اول، دوم و سوم خویش را نام می‌برد و اعلام می‌دارد که پادشاه ایران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه (کشورهای اطراف ایران) می‌باشد، آنگاه در مقام بیان حقوق بشر و منشور آزادی خویش مواردی را اعلامی می‌کند که در ترجمه آمده است.

ترجمه

بر گردان منشور کوروش بزرگ نشان داد که نخستین منشور جهانی حقوق بشر را ایرانیان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بیان نموده و مورد اجرا گذارده‌اند. در سال ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۹۶۹م)پس از گذشت ۲۵۰۷ سال پس از صدور فرمان مزبور، نمایندگان کشور‌های گوناگون با قرار گرفتن بر آرامگاه کوروش هخامنشی در پاسارگاد از او به عنوان نخستین پایه گذار حقوق بشر و آزادی انسان، قدردانی کردند. تاکنون یکبار در سال ۱۹۷۱ مسئولان موزه بریتانیا این لوحه را به درخواست حکومت ایران به تهران قرض دادند که مخالفت دولت انگلیس با این اقدام سبب بروز تنش میان مسئولان دولتی و موزه بریتانیا شده بود.

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را فرستاد فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بودخلاصه متن این منشور چنین است :

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.»

 

 

 

 

 

comment نظرات (1)
نویسنده : - ساعت ۱٢:۴۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۵/٢٧

اندرزهای کورش به سربازانش

سربازان خویش را چنین وصیت کردم.بیداران و آزادگان را نیازارید،مردمان مرا نیازارید.زنان و مادران ما را نیازارید.سربازان خردمند من مراقب مرزها و خان و مان من اند.و من سربازانم را دوست می دارم و به آنان گفته ام آموخته ام که راست گوی و درست کردار برآیند.و به سربازانم چنین گفته ام که هرگز هیچ شکست خورده ای را تحقیر نکنیدو هیچ اسیری را دشنام ندهید.زیرا مدارا مکتب من است.و به سپاهیان خویش گفتم چون به شهرها در آییدشکست خوردگان را گرامی بدارید و با مردمان مهربانی کنید.هر او که کودکی را هراسان کند، هر او که دل انسانی را بلرزاند به سختی کیفرش خواهم داد.زیرا مدارا مکتب من است. بابل به دست من افتاد  و چون به بابل شدیم سربازان و پارسیان خویش را گفتم دست به هیچ دامنی دراز نکنید.زنان و کوردکان در پناه من اند.خاموشان و خستگان در پناه من اند.شکست خوردگان در پناه من اند.سلوک سربازان من سلوک پارسیان سرزمین من است و ما برای ازادی مردمان امده ایم.تنها ترانه و شادمانی باشد..

*******************

از وصیت داریوش شاه:

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند

 

 


 
comment نظرات ()